تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
رسولا كه ظهور دارد در بعث رسول ظاهرى اينست كه در غالب موارد بلكه اغلب موارد بيان تكاليف بتوسط رسولان ظاهرى انجام مىگيرد و بيان باطنى نادر و مختص به موارد اندكى است و لذا از باب اينكه : النادر به حكم المعدوم تعبير به حتى نبعث رسولا فرمود . 2 - بگوئيم : آيه شريفه به همان معناى حقيقى و ظهورى خود باقى است و مراد اينست كه به صورت موجبهء كليه هميشه عذاب دائر مدار بعث رسل است منتهى از باب ما من عام الا و قد خص اين عموم هم به باب احكام و مستقلات عقليه تخصيص خورده و منظور اينست كه هركجا عقابى باشد بعث رسل هم هست مگر در باب مستقلات عقليه كه عقاب هست و لو ارسال نيست . 3 - بگوئيم : ما يك استحقاق عقاب داريم و يك فعلية العقاب حال در باب استحقاق عقاب لا فرق ميان بيان عقلى و نقلى يعنى هركدام كه باشد مخالفتش موجب استحقاق عقاب است منتهى اگر در موردى بيان منحصر در بيان عقلى شد تنها مذمت دنيويه و استحقاق عقوبت اخرويه مىآورد كه اعم از فعليت عقاب است ولى اگر بيان نقلى به ميان آمد فعليت عقاب مىآورد و آيه شريفه در مقام بيان نفى فعليت عقاب است نه نفى استحقاق لذا صحبت از بعث رسل و بيان نقلى مطرح است [ البته در اينجا مباحثى قابل طرح است كه آيا عقاب و مذمت از هم جدا هستند يا خير ؟ و آيا قاعده لطف اينجا جارى مىشود ؟ و آيا عقاب اخروى فعليتش در گرو بيان نقلى است ؟ كه از طرح آن خوددارى مىشود و عليكم بالكتب المطوّلة ] . نكته دوم ( ثم إنّه ) : آيه شريفه در دو باب مورد بحث واقع شده : 1 - در باب شك در تكليف و فقدان نص و اصل برائت كه مورد بحث ما بود و ميان اخبارى و اصولى نزاع بود و به عقيدهء شيخ از آيه فوق در اين باب