تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
قومى را كه عذاب كرديم حجت را بر آنها تمام نموده و انبيائى را براى ارشاد و راهنمائى آنان گسيل داشته بوديم و على هذا ربطى به ما نحن فيه ندارد . به نظر مىرسد كه اين جواب از دو جهت خدشه دارد : اوّلا ظاهر آيه به ويژه به قرينه جملات قبلى آن بوضوح دلالت مىكند كه آيه در مقام بيان سنتى از سنتهاى الهى است و ربطى به اخبار ندارد آيه مىگويد : سنت الهى اينست كه هيچ گروهى را بدون بعث رسل و اتمام حجت كيفر نمىكند و در چنين موارد فعل ماضى از معناى خبرى انسلاخ دارد و ثانيا برفرض كه مراد اخبار از عذابهاى واقعه بر امم سالفه باشد ما از راه اولويت مطلب خود را ثابت مىكنيم كه اگر عذاب دنيوى كه بسيار ناچيز است نسبت به عذاب جاودانه آخرت اين‌گونه باشد كه بدون بيان و بعث رسل عذاب نيست پس عذاب آخرت بطريق اولى چنين است آنگاه منطوق آيه بالاولويه شامل ما نحن فيه مىشود و از آيه شريفه به خوبى مىتوان اصل برائت را استنباط كرد . حال بعد از طرح استدلال و بيان جواب شيخ مىپردازيم به دو نكته در رابطه با آيه كه از ما نحن فيه اجنبى است يعنى دخلى در استدلال ندارد : نكته اوّل : ظاهر آيه شريفه حصر عذاب است به بعث رسل و ارسال رسولان ظاهرى درحالىكه بر حسب روايات فراوان ما دو نوع رسول الهى بر بشر داريم : 1 - رسول باطنى كه عقل باشد 2 - رسول ظاهرى كه پيامبران باشد و هركدام كه حكم كنند و بيانى صادر كنند حجت تمام است و عقاب روا است مع‌ذلك سؤال اينست كه وجه اين حصر چيست ؟ در جواب مىگوئيم : وجه الحصر يكى از سه امر ذيل است : بگوئيم آيه در مقام حصر نيست بلكه بعث رسل كنا به از بيان تكاليف است ، حتى نبعث رسولا اى حتى نبين التكليف و واضح است كه بيان اعم است از بيان رسول ظاهرى يا باطنى منتهى علت اينكه فرمود : حتى نبعث