ائمه و وصول آنها بدست ما و اهميت فراوان مشايخ ثلاثه و ساير دانشمندان متقدم شيعه بوده در رابطه با تنقيح روايات و اينكه هر حديثى را نقل نمىكردند مگر اينكه كاملا مطمئن مىشدند و اينهمه به جهت ترس از نقل و ذكر اخبار جعلى بوده .
اينك به پارهاى از آن قرائن اشاره مىكنيم :
الف : از آقاى احمد بن محمد بن عيسى نقل شده كه وى به نزد حسن بن وشاء آمده و از وى كتاب حديث دو تن از راويان بنامهاى علاء بن رزين و ابان بن عثمان را طلب نمود و هنگامى كه حسن اين دو كتاب را به وى داد او گفت : ما يلم از زبان خودت احاديث اين دو كتاب را بشنوم وى گفت : چقدر شتابانى اوّل برو نسخهبردارى كن سپس بيا تا باهم مقابله كنيم ، احمد گفت : من از حوادث روزگار ايمن نيستم شايد براى تو يا من حادثهاى پيش آمد و موفق بر قرائت و مقابله نشديم و . . . حسن گفت : اگر مىدانستم كه حديث اينهمه قدر و منزلت پيدا خواهد كرد هرآينه چند برابر اينها كه دارم مىآموختم زيرا من در همين مسجد [ مسجد كوفه يا مدينه ] صد نفر شيخ حديث را درك نمودهام كه هركدامشان مىگفتند : حدثنى جعفر بن محمد ( ع ) . . .
اين مطلب نشانگر احتياط شديد احمد است كه بلافاصله مىخواهد از زبان راوى بشنود . . . .
ب : شخصى به نام حمدويه مىگويد : آقاى نوح دفتر حديثى را به فرزندش ايوب داد كه در آن احاديث ابن سنان بود و گفت : اگر مايليد اين احاديث را بنويسيد ، بنويسيد زيرا كه من خود از محمد بن سنان شنيده و نوشتهام منتهى از طريق وى نقل حديث نمىكنم زيرا كه محمد بن سنان قبل از مرگ خويش گفت : هرآنچه را كه من روايت مىكنم در كتب حديث يافتهام نه اينكه از كسى شنيده باشم . . . . . چون قرائن در متن كاملا بيان شده ما از
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٥