اعتراض نموده و حق را گفتهاند تا آيندگان در گمراهى واقع نشوند حال در ما نحن فيه هم اگر اين سيره باطل بود هرآينه اعلام مىشد اظهارا للحق و حيث اينكه هرگز انكار نشده كاشف از رضايت آنها ( ع ) است پس اين سيره قابل قبول هست .
( بيان ششم )
( السادس )
وجه ششم و آخرين وجه از وجوه اجماع عبارتست از ادعاى اجماع از سوى جميع علما اماميه اعمّ از شيخ و سيد : وقتىكه ما به كتب فقهيه و فتوائيه فقهاء عظام مراجعه مىكنيم مىبينيم جميع دانشمندان اماميه اعم از منكرين حجيت خبر واحد و يا مثبتين آنهمه و همه به اخبار كتب اربعه رجوع نموده و بدانها عمل مىكنند حال اخبار كتب اربعه كه غالبا خبر واحدند حجت نبودند هرگز علماء شيعه به آنها رجوع نمىكردند مرحوم شيخ در مقام اشكال به اين تقرير مىفرمايد :
اوّلا مرادتان از اجماع فقهاء بر عمل به روايات كتب معروفه چيست ؟
آيا مرادتان اينست كه فقهاى شيعه عموما به دانهدانه اخبار كتب اربعه عمل كردهاند و يكايك اين اخبار مورد اجماع عملى بوده ؟ اگر مرادتان اين باشد مىگوئيم : سخنى گزاف است زيرا كه من الواضحات است كه جميع روايات كتب اربعه مجمع عليه نيست و بعنوان شاهد مثال در ما سبق گفته آمد كه قميين كثيرى از رجال نوادر الحكمة را كه از كتب معروفهء حديثى مىباشد استثناء كردهاند ، و اگر مرادتان اينست كه علماء شيعه اتفاقنظر دارند بر عمل به اخبار كتب معروفه فى الجملة يعنى همه علماء به اين اخبار رجوع مىكنند