ج 3 آوردهايم .
و امّا اصل عملى شرعى كه استصحاب باشد : مدرك اين اصل هم روايات لا تنقض اليقين بالشك است و استصحاب از باب حكم عقل حجت باشد يا از باب اخبار حد اكثر مظنه است و ما به ظن عمل كرديم و ركن اصلى استصحاب شك است و با وجود خبر ثقه شكى نيست .
و امّا اصول لفظيه از قبيل اصالة العموم و الحقيقة و . . . . . باز هم خبر ثقه با اينها مزاحمتى ندارد زيرا كه مدرك اين اصول هم بناء عقلاء است و بناء عقلا بر اجراء اين اصول بقول مطلق نيست بلكه وقتى اين اصول جارى مىشود كه قرينهاى برخلافش نباشد و خبر ثقه قرينه است و با وجود قرينه جاى اصل نيست .
( بيان پنجم )
( الخامس )
وجه پنجم از وجوه اجماع عبارتست از اجماع عملى خصوص صحابه كه علّامه در نهايه ادّعا نموده و آن اينكه : وقتى ما به صدر اسلام و زمان نبى اكرم و ائمه ( ع ) برمىگرديم مىبينيم كه سيرهء صحابهء پيامبر ( ع ) و اصحاب ائمه ( ع ) بر عمل به خبر واحد ثقه بود و اين سيره در مرأى و مسمع معصوم ( ع ) هم بود معذلك ردعى صورت نگرفته حال اگر معصومين ( ع ) اين سيره را قبول نداشتند هرآينه پيروان خويش را از عمل بدان ردع مىفرمودند درحالىكه از احدى از معصومين ( ع ) اين سيره انكار نشده و اين خود بهترين دليل بر حجيت خبر ثقه عند المعصومين ( ع ) است .
مرحوم شيخ ره مىفرمايد : اصحاب النبى و الائمه ( ع ) سه گروه بودند :