من مىدانستم كه جناب ابن ادريس كه خود قبول دارد : اصحاب ما به خبرهاى ثقه عمل مىكردند و نيز قبول دارد كه عمل الاصحاب و اجماع كاشف از رأى معصوم است و كسى حق ندارد با اجماع مخالفت كند با همهء اينها چگونه جناب ابن ادريس از سيّد مرتضى متابعت نموده و فرموده خبر واحد حجت نيست ؟ وجهى براى اين تبعيت و آن مخالفت نيست مگر اينكه مراد ابن ادريس از موثوق الصدور بودن همان مقطوع الصدور بودن باشد تا با حرف سيد يكى شود ولى فيه ما لا يخفى چون كلمهء وثوق و ثقه را بر خلاف ظاهرش حمل نموده و يا مگر اينكه مراد سيد از علم همان اطمينان باشد تا سخن شيخ و سيّد ، خاص و عام ، مشهور و شاذ يكى باشد كما بينّا سابقا .
5 - مرحوم محقّق در معتبر در باب حجيت خبر واحد فرموده :
الف : گروهى از دانشمندان به نام حشويه دچار افراط شده و در برابر هر خبر واحدى تسليم شده و آن را پذيرفتهاند و ملتفت نشدهاند كه اين انقياد چه تبعاتى و توالى فاسدهاى دارد و آن عبارتست از تناقضگوئى زيرا كه گاهى دو حديث با يكديگر متعارض مىشوند و در اينگونه موارد قبول هر دو منجر به تناقض مىشود و منجر مىشود به اينكه ما بپذيريم و معتقد شويم هم به وجوب و هم به عدم وجوب يا در مورد ديگر ما رواياتى داريم كه ائمه ( ع ) به ما هشدار دادهاند كه مبادا هر حديثى را قبول كنيد و در ميان احاديث شما احاديث جعلى هم وجود دارد حال اگر ما به همهء روايات اخذ كنيم لازم مىآيد كه حد اقل به اينگونه از روايات اخذ نكنيم و اگر به اين سرى روايات اخذ كنيم لازم مىآيد كه لااقل به برخى از روايات وارده اعتنا نكنيم و تسليم در مقابل هر دو دسته موجب تناقض است .
ب : گروه ديگر قدرى پائينتر آمده و گفتهاند هر حديث سليم السند حجت است و به روايات اشخاصى كه متهم به كذب هستند عمل نمىكنيم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 176
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٦