1 - مرحوم كشى در رجال خويش ادّعا نموده كه : اجمع العصابة على تصحيح ما يصح عن جماعة يعنى فقهاء شيعه اجماع دارند بر حجيت خبرهائى كه از جماعتى از محدثين روايت مىشود كه آنان را اصحاب الاجماع ناميده و تعدادشان هم على المشهور هيجده نفر است كه ما در شرح اصول فقه ج 3 بيان نمودهايم كيفيت استشهاد : اوّلا آنچه مسلم است اينكه منظور از تصحيح الاصحاب يعنى خبر اين عده صحيح است يعنى ما به خبرهاى اينها عمل مىكنيم نه اينكه معناى تصحيح قطع به صدور باشد كه اصحاب قطع دارند به صدور روايات اينها از معصومين ، خير چنين قطعى در كار نيست زيرا كه اجماع بر تصحيح و حجيت واقع شده نه بر صحت و صدق و ثانيا برفرض كه اجماع بر صحت باشد باز هم مراد از صحت وثوق و اطمينان است يعنى بالاجماع به روايات اين جماعت اعتماد شده نه اينكه قطع به صدور مراد باشد حال ملاحظه مىكنيد كه خبر اين جماعت خبر واحد است ولى اصحاب بالاجماع بدان عمل نمودهاند .
2 - مرحوم نجاشى در رجال خود مدّعى شده كه : مراسيل ابن ابى عمير كمسانيد الأخر يعنى اصحاب ما همانطورىكه به مسانيد ديگران با شرائطى اعتماد مىكنند به مراسيل ابن ابى عمير هم اعتماد كردهاند .
كيفيت استشهاد : آيا اصحاب از مراسيل ابن ابى عمير قطع به صدور پيدا مىكنند ؟ هرگز ولى چون مطمئن هستند كه اين شخص لا يروى مسندا او لا يرسل الّا عن ثقة لذا بدان عمل مىكنند حال اگر اصحاب خبر ثقه را معتبر نمىدانستند هيچ دليل ديگرى براى عمل به مراسيل ابن ابى عمير نبود [ قوله : لا يروى او لا يرسل : بعض از راويان حديث چه به صورت مسند و چه به صورت مرسل تنها از ثقات نقل حديث مىكردند و بعضى از اصحاب و محدثين چه به صورت مسند و چه مرسل از ثقه و غير ثقه نقل حديث مىكردند
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٤