و بعضىها به صورت مسند از ثقه و غير ثقه نقل حديث مىكردند ولى به صورت مرسل تنها از ثقات نقل مىكردند شايد محمد بن ابى عمير از آن گروه اول باشد و شايد هم از گروه سوم ] مرحوم شهيد اوّل در ذكرى همين ادّعا را كه نجاشى فرمود مدّعى شده است .
3 - مرحوم كاشف الرموز تلميذ جناب محقق هم در كتاب كشف الرموز راجع به مراسيل احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى همين ادّعا را نموده كه به مراسيل وى اصحاب عمل مىكردند و كيفيت استشهاد به همان بيان فوق است .
4 - مرحوم ابن ادريس در رسالهاى به نام خلاصة الاستدلال كه پيرامون مسئله فوريت و يا تراخى قضاى فوائت نگاشته ، نخست ادّعاى اجماع نموده بر قول به مضايقه و فوريت و فرموده غير از گروه قليلى از فقهاء خراسان احدى در اين مطلب مخالف نيست سپس در مقام تقريب اجماع فرموده : على بن بابويه قمى و محمد بن على بن بابويه قمى [ صدوق ره ] و سعد بن عبد اللّه اشعرى و سعيد بن سعد اشعرى و محمد بن على بن محبوب اشعرى و على بن ابراهيم قمى و محمد بن حسن بن وليد قمى [ استاد صدوق ] و . . . . .
همه و همه به اخبارى كه دلالت بر مضايقه و فوريت دارند عمل كردهاند بدليل اينكه آنها خود فرمودهاند : رواياتى را كه موثوق الصدور است نبايد ناديده گرفت و بدان عمل نكرد .
شيخ انصارى ره مىفرمايد : ابن ادريس دو مقدمه آورده : 1 - اصحاب اين روايات را ذكر كردهاند 2 - اصحاب به روايات ثقه عمل مىكنند سپس نتيجه گرفته كه : پس اصحاب بالاجماع قائل به فوريت و مضايقه هستند [ اين سخن ابن ادريس اشكالات اربعه داشت كه سابقا در مبحث اجماع آورديم ولى قطع نظر از آنها در ما نحن فيه مطرح است ] شيخ ره مىفرمايد : اى كاش
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٥