تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
و شايد وجه العمل و الطرح آن باشد كه آن بعض مورد عمل خبر واحد جامع شرائط بوده و لذا اصحاب عمل نموده‌اند و آن بعض مطروحه خبر واحد فاقد شرائط حجيت بوده لذا اصحاب از آنها اعراض كرده‌اند كه اگر چنين گفتيم سخن شيخ طوسى زنده مىشود ولى هر دو محتمل است و هيچ‌كدام اولى نيست . قوله نعم : در اينجا مرحوم شيخ ره تبصره‌اى بر توجيه خود مىزنند و آن اينكه : اين توجيه ما با تصريحات جناب سيد مرتضى سازگار نيست زيرا وى تصريح نموده به اينكه : اصحاب و علماء شيعه به شدت عمل به خبر واحد را انكار نموده‌اند پس معلوم مىشود ادعاى اجماع سيد مبتنى و مستند به تصريحات اصحاب است حال اگر جناب شيخ طوسى عمل الاصحاب به بعض الاخبار را ديده ولى سيد از زبان آنها اين انكار را شنيده پس بايد حق به جانب سيد باشد . قوله و لعلّ الوجه : در اين قسمت شيخ ره مىفرمايد : و لكن اين مطلب هم حق را به جانب سيّد نمىبرد زيرا كه شيخ مىگويد : من هم قبول دارم كه اصحاب شدّدوا الانكار على العامل باخبار الآحاد و لكن اين شدت انكار در مقام مخاصمه با عامه بوده و به بيان ديگر : اصحاب ما منع كرده‌اند از عمل به اخبارى كه راويان آنها از مخالفين بوده آن هم در صورتى كه از طريق اصحاب ما ضد آن نقل شده باشد . قوله و استبعد صاحب المعالم : صاحب المعالم اين توجيه ما و شيخ را بعيد شمرده و مدّعى شده كه حق با سيد است زيرا كه اگر مقصود فقهاء از اين شدت انكار ردّ بر عامّه باشد ما مىگوئيم اصوليين شيعه در باب شرائط حجيت خبر مىگويند : بايد راوى عادل باشد پس قول فاسق حجت نيست و عندنا مخالفين فاسقند و قولشان حجت نيست حال اين شرط كافى است