كه اصولا عمل ظهورى نداشته بلكه مجمل است و وجه العمل براى ما مبين نيست و لذا توجيهبردار هست پس بايد حق را به جانب سيد داد .
قوله الّا ان الانصاف : انصاف كه دليل پنجم مرحوم شيخ انصارى است در آنست كه حمل اوّل فاسد است و شواهد فراوانى در آينده اقامه خواهيم كرد مبنى بر اينكه عمل الاصحاب به خبرهاى واحد مجرّد بوده پس ناچاريم كه قول اصحاب را توجيه كنيم و در مقام توجيه جناب شيخ انصارى چهار توجيه مىآورند كه عبارتند از :
1 - يا قول الاصحاب را حمل مىكنيم بر مقام حيله و احتيال و بگوئيم منظورشان ردّ روايات مخالفين مىباشد كه تفصيلا گفتيم .
2 - و يا اگر هم مشايخ شيعه واقعا به خبر واحد عامل نبوده و آن را حجت نمىدانستند بگوئيم : مخالفت آنان طبق مبناى خود سيد و شيخ ضررى ندارد زيرا كه اولا معلوم النسب هستند و ثانيا عصر آنان منقرض شده است .
3 - و يا بگوئيم : مراد سيد از علم همان اطمينان است و اينكه مىگويد ما به خبرهاى علمى عمل مىكنيم منظورش خبرهاى اطمينانى است بدليل اينكه خود سيد در مقام تعريف علم .
فرموده : العلم ما اقتضى سكون النفس يعنى علم آن چيزى است كه مايه سكون و آرامش خاطر است و لا ريب در اينكه سكون النفس همان اطمينان است و شاهد ديگر اينكه : دستهاى از اخبارىها هم كه مىگويند اخبار كتب اربعه قطعى الصدور است تصريح كردهاند به اينكه مراد ما از قطعى الصدور يعنى اطمينان به صدور داريم نه آن يقين صددرصد كه با احتمال خلاف هرگز قابل جمع نيست .
اگر مراد سيد از علم اطمينان شد مىگوئيم : شيخ طوسى هم كه خبر واحد را حجت مىداند منظورش مطلق خبر واحد نيست بلكه خبرهاى واحد
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٩