تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
كرده‌اند آن حديث حجت است و لو ضعف سندى داشته باشد و متقابلا هر حديثى كه مشهور از آن معرض باشند و لو سند قوى باشد ارزشى ندارد [ كلما ازداد صحة ازداد وهنا و كلما ازداد وهنا ازداد صحة ] آنگاه غرض محقق اين است كه شيخ را هم با خود هم‌عقيده كند يعنى مدعى است كه شيخ طرفدار ايجاب كلى نيست و كليه خبرهاى واحد عدل امامى يا ثقه را حجت نمىداند بلكه طرفدار ايجاب جزئى است كه ما مىگوئيم نه اينكه طرفدار سلب كلى است به عبارت ديگر محقق در صدر نفى ايجاب كلى است نه اثبات سلب كلى و با آن بيانات كه سابقا از وى نقل شد مىخواهد شيخ را نيز با خويش هم‌عقيده سازد . قوله و الانصاف : از كلام شيخ طوسى در عدة الاصول سه نوع برداشت شده : 1 - برداشت صاحب معالم و بعض الاخباريين كه مىگويند : نزاع ميان شيخ و سيد لفظى بوده و هر دو خبر واحد با قرينه را حجت دانسته و هيچ‌كدام خبر واحد مجرّد را حجت نمىداند . 2 - برداشت محقّق اوّل كه مىگويد : تنازع ميان شيخ و سيد معنوى است منتها نه در اين حدّ كه سيّد طرفدار سلب كلى و شيخ طرفدار ايجاب كلى باشد بلكه شيخ طرفدار ايجاب و سلب جزئى و به بيان ديگر تفصيل است . 3 - برداشت علّامه كه مىگويد : شيخ و سيد تنازع حقيقى دارند آن هم به نحو ايجاب و سلب كلى يعنى سيد مىگويد : هيچ خبر واحد مجرّدى حجت نيست ولى شيخ مىگويد : كلّيه خبرهاى واحد عدل امامى يا ثقه حجت است و تفصيل نمىدهد ميان اخبارى كه دونها الاصحاب و عملوا بها يا غير اين‌ها مرحوم شيخ انصارى در مقام داورى مىفرمايد : انصاف اينست كه برداشت علّامه از عبارت شيخ صحيح است كه اطلاق را فهميده نه برداشت محقق كه تقييد را فهميده و سر مطلب آنست كه : شيخ طوسى كه در مقام استدلال تمسك