مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد : حق با آقاى علّامه است و ما هم شعارمان اينست كه اخبارى جماعت چه در اصول دين و چه در فروع دين بر اخبار آحاد متكى هستند و شايد منظور جناب شيخ طوسى هم كه سابقا مىفرمود : جمعى از محدثين جزء مقلده هستند يعنى در اصول دين هم مىگويند : روينا كذا و كذا . . . . همين اخبارىها باشند .
طعنه : مرحوم شيخ مىفرمايد : اين ادّعا كه شيخ و سيد باطنا با يكديگر موافقند در غايت فساد و بطلان است و لكن از اخبارى جماعت بعيد نيست زيرا كه استرآبادى و سيد صدرها و . . . كه صدها سال پس از شيخ طوسى بوجود آمدهاند با صراحت هرچه تمامتر مدّعى هستند كه تمام اخبار كتب اربعه قطعى الصدورند آنگاه چگونه چنين طرز تفكرى به خود اجازه مىدهد و وجدان خود را راضى مىكند به اينكه بگويد : به عقيده شيخ طوسى كه به عصر ائمه نزديكتر بوده و قرائن بيشترى در اختيار داشته اين اخبارها خبرهاى واحد مجرّد بودهاند بلكه بطريق اولى به وى نسبت مىدهد كه او نيز اين احاديث را مع القرينه مىدانسته بههرحال اخبارى از اين ادعاهاى بزرگ بسيار دارد .
قوله و امّا صاحب المعالم : عذر صاحب معالم آنست كه وى در هنگام تدوين اين مبحث كتاب عدة الاصول شيخ طوسى در اختيارش نبوده و تنها با اتكاء به استنباط محقّق چنين سخنى را به زبان يا قلم آورده و اتفاقا در كلمات سيد صدر و در حواشى معالم هم به اين نكته اشارت رفته .
و امّا محقق اوّل : در كلمات ايشان هيچ عين و اثرى از اين نيست كه وى در صدد ايجاد توافق ميان شيخ و سيد باشند يعنى محقّق نخواسته به شيخ طوسى نسبت دهد كه وى طرفدار سلب كلى است و هيچ خبرى را حجت نمىداند بلكه محقق خودش طرفدار ايجاب جزئى و تفصيل است يعنى معتقد است كه هر حديثى كه اصحاب آن را در كتابها تدوين نموده و بدان عمل
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٣