دومين اشكال كلام سيد صدر : سيد صدر مدّعى است كه همينكه شيخ مىگويد : اصحاب اجماع كردهاند بر تدوين اين اخبار و سپس عمل به آنها خود اين قرينه قطعيه است بر صحت و صدق خبر پس شيخ هم روى قرائن قطعيه عمل مىكند با اين تفاوت كه قرائن دو قسمند :
1 - قرائن شخصى و خاص كه در خصوص هر خبر و شخص هر حديث وجود دارد و دليل بر صدق آنها است .
2 - قرائن نوعى و عام كه به صورت عمومى و كلى بر صحت و صدق احاديث كتب معتبره دلالت دارد حال سيد مدعى قرائن شخصيه و خاصه است ولى شيخ مدعى قرائن نوعيه و كليه است كه همان اجماع مذكور باشد ، مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد : اوّلا خود شيخ تصريح كرد كه اكثر اين اخبار مجرّد از قرائن هستند و ما رأى شيخ را بايد از زبان او بگيريم و ثانيا اين اجماع بر تصحيح و حجيت اين اخبار است نه بر صحت و صدق آنها كه اينها دو مقامند :
1 - مقام صدور 2 - مقام حجّيت ، اجماع بر مقام حجيت است نه بر اصل الصدور و ثالثا برفرض كه اجماع الاصحاب قرينه بر صحت و صدق اين اخبار باشد و لكن اجماع بر يكايك اين اخبار كه نيست يعنى چنين نيست كه دانه دانه اين احاديث داراى اجماع بر عمل باشند تا ما يقين يا مظنه به صدق داشته باشيم بلكه قدر مسلم اينست كه اجماع داريم بر رجوع به اين احاديث و عمل به آنها پس از وثوق به راوى و يا به روايت و بيش از اين اجماعى در كار نيست شاهد مطلب اينست كه قمىها بسيارى از رجال نوادر الحكمة را كه از كتب معروفه است استثنا كرده و بدانها عمل نكردهاند و نيز بر همين اساس ابن وليد كه استاد صدوق است رواياتى را كه عبيدى از يونس روايت مىكند استثنا كرده و به آنها عمل نمىكند با اينكه اين روايات در كتب معتبره وارد شده و حاصل كلام اينكه معناى اجماع الاصحاب على العمل بالاخبار
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٠