تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
بافعال الجوارح يمنع من قبول شهادته و ليس بمانع من قبول خبره ] . اشكال هفتم : مستشكل مىگويد ما هم قبول داريم كه بزرگان شيعه به اخبار و روايات كتب معروفه عمل نموده‌اند ولى مجرّد عمل آنها ملاك نيست و دليل بر حجيت خبر واحد مجرّد نيست زيرا كه در باب عمل دو چيز معتبر است يكى اصل العمل و ديگرى وجه العمل و در ما نحن فيه وجه العمل مشخص نيست زيرا كه شايد عمل الاصحاب به اين اخبار به خاطر متواتر بودن آنها باشد و شايد بخاطر قرائن قطعيه باشد و شايد بخاطر حجت دانستن خبر واحد و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال پس شما نمىتوانيد به عمل الاصحاب تمسك كنيد و بگوئيد : فانى وجدتها مجمعة على العمل بهذه الاخبار التى رووها فى تصنيفاتهم و دونوها فى كتبهم . جواب مرحوم شيخ طوسى : امّا اينكه اين‌همه روايات و حدّ اقل حدود پنجاه هزار حديثى كه در كتب اربعه موجود است عموما براى اصحاب در حدّ تواتر نقل شده باشد فرضى است محال و خنده‌آور است و امّا اينكه اين اخبار عموما و يا غالبا داراى قرائن قطعيه باشند باز هم معقول نيست زيرا كه قرائن قطعيه منحصر به كتاب و سنت متواتره و اجماع و حكم العقل است و ما يقين داريم كه براى تمامى اين احاديث كه دهها هزار مىباشند قرائن قطعيه امكان ندارد امّا قرآن : قرآن تنها يك سلسله كلياتى را متعرض شده و موارد زيادى هست كه احاديث ، اجزاء و شرائط و اركان و غير اركان عبادات و معاملات را بيان نموده‌اند و وقتى به قرآن عرضه مىكنيم اين مطلب نه از صريح و منطوق قرآن استفاده مىشود و نه از فحوا و مفهوم موافقت آيات و نه از دليل الخطاب و مفهوم مخالفت آيات و نه از ساير دلالات يعنى دلالات سياقيهء آيات از قبيل دلالت اقتضا و تنبيه و اشاره از هيچ‌كدام مستفاد نيست پس قرينهء قرآنيه كه ندارد . و امّا سنت متواتره : در زمينه جزئيات احكام كه نود درصد آنها را تشكيل
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 152 | على محمدى خراسانى