تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
استدلال و تنظيم صغرى و كبرى و نتيجه‌گيرى و دفع شبهات خصم كه اين خود فنى عميق و بىپايان است و هركسى را ياراى ورود در اين وادى نيست . 2 - اكثريت مسلمانها و توده‌هاى ميليونى كه مكتب نرفته و فن كلام نياموخته بلكه با همان عقل فطرى خداى را شناخته‌اند و باور قلبى به خدا دارند اگرچه در مقام بيان قادر بر استدلال و بطريق اولى قادر به دفع شبهات نباشند حال در امور اعتقادى همين شناخت اجمالى كافى بوده و لازم نيست كه همگان شناخت تفصيلى و برهان منطقى پيدا كنند كه آن فن خاصى است و اصحاب خاصى دارند و البته واجب كفائى است كه در هر عصر و نسلى كس يا كسانى به اين سلاح مسلح باشند تا اجانب و مادىگرايان در مرزهاى دين نفوذ نكنند و دست آنها را از تجاوز به دين كوتاه كنند . حال بيشتر اخباريين اگر هم از گروه اول نباشند لااقل از گروه دوّم هستند پس فاسد العقيده نبوده و بلكه در اصل مبنا هم خطا نكرده‌اند بنابراين وجهى براى عدم قبول روايات آنها نيست ان قلت : اگر كسى بگويد : اخباريين حتى از اصحاب الجملة هم نيستند زيرا كه روش اصحاب الجملة اينست كه وقتى از آنها راجع به يك مسئله اعتقادى پرسيده مىشود استدلال مىكنند و لو قادر به ترتيب منطقى آن و دفع شبهات آن نيستند فى المثل آن اعرابى [ انسان باديه‌نشين ] در جواب اين سؤال كه چه دليل بر وجود آفريدگار دارى عرضه داشت : البعرة تدل على البعير و اثر الاقدام تدل على المسير و . . . . يعنى پشكل شتر دليل آنست كه شترى از اين راه عبور كرده و رد پا دليل آنست كه مسافرى از اينجا عبور كرده آيا اين آسمان با عظمت و پرستاره و اين زمين با همهء عجائبش دليل بر وجود صانع نيست مىبينيم كه در اينجا آن باديه‌اى از اثر پى به مؤثر مىبرد و يا وقتى از پيره‌زن نخ‌ريس مىپرسند به چه دليل مىگوئى : عالم خدائى دارد ؟ دست از چرخ نخ‌ريسى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 149 | على محمدى خراسانى