راوى است پس نبايد به هيچ روايتى از آن راويان مذكور عمل نكنيد ، پس چرا عمل مىكنيد ؟
جواب مرحوم شيخ طوسى : ماها كه طرفدار حجيت خبر واحد هستيم منظورمان اين نيست كه هر خبر واحدى حجت است بلكه ما براى حجيت خبر شرائط و خصوصياتى قائليم كه با احراز آنها عامليم و گرنه نه و در اين مقام بطور كلّى راويان حديث را به چند دسته تقسيم مىكنيم :
گروه اول : بيشتر راويان احاديث ائمه ( ع ) از علماء حق و دانشمندان اماميهء اثناعشريه بودهاند كه از ناحيه عقيده هيچ طعنى بر آنان وارد نيست امثال زرارهها و محمد بن مسلمها به روايات اينگونه افراد عمل مىكنيم چه مناط عمل ما عدالت راوى باشد چون اينها بالاجماع عادلند و طائفه شيعه اجماع دارند بر حجيت روايات آنها و چه ملاك عمل الاصحاب باشند چون اصحاب به روايات اينها عمل نمودهاند .
گروه دوّم : دسته از راويان احاديث جزء مقلّده [ فرقهاى كه حتى در اصول دين هم مقلد بوده و وقتى از آنها مىپرسيدند چرا و به چه دليل مىگوئى خدائى هست ؟ مىگفت : از امام صادق ( ع ) به ما روايت شده كه خدائى هست و يا خدا يكتا است و يا معادى هست و . . . . ] بودهاند به نظر ما اوّلا اين گروه اگرچه در اصل مبنا اشتباه كردهاند و نبايد در اعتقادات طريق تقليد مىپيمودند ولى بالاخره اعتقاداتشان نوعا صحيح است و اين مقدار خطا از آنان بخشوده است و به نظر ما آنان فاسق محسوب نمىشوند و وقتى فاسق نبودند مانعى از حجيت و قبولى اخبار آنها نيست و ثانيا ما قبول نداريم كه اخباريين عموما مقلد صرف باشند بلكه جماعت بسيارى از آنها از اصحاب الجملة هستند بيان ذلك : انسانها در رابطه با مسائل اعتقادى دو گروهند :
1 - گروهى كه علم كلام آموخته و به قواعد كلامى آشنايند و قادرند بر
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٨