مخالف باشد و قائل آن معروف باشد ما يقين مىكنيم كه معصوم ( ع ) در ميان ساير علماء است و لذا قول اينان حجيتى ندارد . و ثالثا شايد چون آنها خود را متمكن از تحصيل علم مىدانستند نيازى به عمل به خبر واحد نداشتهاند بر خلاف ما كه در شرائط انسداد هستيم .
اشكال سوّم : سيد و اتباع او مىگويند : هرگاه به قول شما تعبد به خبر واحد عقلا جايز و ممكن بوده و شرعا واقع شده يعنى دليل بر حجيت آن داريم پس چرا شما طرفداران حجيت خبر تفصيل مىدهيد ميان خبرهائى كه عامّه نقل نمودهاند با خبرهائى كه خاصه نقل نمودهاند ؟ چرا خبرهاى اماميه را حجت مىدانيد ولى خبرهاى عامّه را حجّت نمىدانيد ؟
جواب شيخ طوسى : اوّلا وقتىكه دليل شرعى حجيت امرى از امور را ثابت نمود ما بايد تابع دليل باشيم نه يك قدم از دليل فراتر رويم و نه يك قدم كوته آئيم آنگاه دليل دلالت مىكند بر اينكه بايد بر روايات طائفه بخصوصى عمل كنيد و ما از دليل متابعت مىكنيم و به خبر خصوص اماميه عمل مىكنيم .
و ثانيا به نظر مشهور فقهاء شيعه يكى از شرائط حجيت خبر آنست كه راوى عادل باشد و به عقيدهء ما مخالفين حق عادل نيستند بلكه فاسقند چون مهمترين واجب الهى را كه قبول خلافت حقه باشد زير پا نهاده و با آن مخالفت ورزيدند آنگاه اذا انتفى الشرط انتفى المشروط يعنى هنگامى كه شرط حجيت منتفى شد مشروط هم كه حجيت باشد منتفى مىشود .
اشكال چهارم : حجيت خبر واحد در بعض موارد تالى فاسد داشته و قابل قبول نيست و آن عبارتست از موارد تعارض كه حديثى مىگويد : فلان امر واجب است و حديث ديگر مىگويد : فلان امر مستحب است يا واجب نيست آنگاه اگر خبر واحد حجت باشد لازم مىآيد كه در اينگونه موارد هر دو خبر حجت باشند و لازمهء حجيت هر دو آنست كه حق يعنى حكم الهى در دو
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٥