ثقه است . . . . يا مثلا وقتىكه احمد بن اسحاق از امام هادى ( ع ) مىپرسد : با چه كسى معامله داشته باشم ؟ و از چه كسى معالم دينم را اخذ كنم ؟ و سخن كدام انسان را باور كنم ؟ حضرت مىفرمايد : العمري ثقة فما ادّى اليك عنى فعنى يؤدى و ما قال لك عنى فعنى يقول ، فاسمع له و اطع فانه الثقة المأمون و يا وقتىكه همين احمد بن اسحاق از امام عسكرى ( ع ) راجع به عثمان بن سعيد عمرى [ نائب اوّل امام زمان ] و محمد بن عثمان بن سعيد [ نائب دوّم ] مىپرسد حضرت مىفرمايد : العمري و ابنه ثقتان فما ادّيا اليك عنى فعنى يؤديان . . . . .
كاملا ملاحظه فرموديد كه چگونه امامان معصوم ( ع ) آحاد راويان را از قبيل ابن ابى يعفور و عقرقوفى و على بن مسيب و . . . . به آحاد اصحاب و تلامذه بزرگ مكتب جعفرى ( ع ) يعنى زراره و محمد بن مسلم و ابو بصير و ابان بن تغلب و زكريا بن آدم و يونس بن عبد الرحمن و عثمان بن سعيد و . . . . ارجاع مىدهند و اينها نمونههائى از اينگونه روايات بود كه ذكر شد كيفيت استدلال : بدون ترديد با ارجاع امام به اين بزرگان و با تأييد امام ( ع ) آنان معصوم نشده و كلامشان يقينآور نمىشود بلكه همان احتمال خطا و نسيان كه در ديگران است در آنها نيز هست ولى آنچه سبب ارجاع به اينها شده در خود لسان اين روايات آمده كه همان ثقه و مأمون بودن و وجيه بودن آنها است پس معلوم مىشود كه قول ثقه و مأمون حجت است چه اين گروه مذكور باشند و چه ساير ثقات و گرنه اينهمه دستورات لغو بود مقدار دلالت : كاملا پيداست كه منظور اين طائفه خبر واحد ثقه است نه مطلق الخبر و نه خصوص خبر عدل پس اين طائفه هم با طائفه اولى مشتركند .
طائفه سوّم : رواياتى كه دلالت مىكنند بر اينكه مسلمانها و پيروان ائمه ( ع ) در هر عصر و نسلى و در هر زمان و مكانى وظيفه دارند به راويان احاديث ائمه ( ع ) و به انسانهاى قابل اعتماد مكتب تشيع و به دانشمندان اين مسلك
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢٧