تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
كرد آيه آمد كه اذن خير لكم يؤمن باللّه و يؤمن للمؤمنين اى يصدقهم و حيث اينكه منافق ايمانش به خدا صورى بود واضح است كه تصديق النبى ( ص ) هم نسبت به او ظاهرى خواهد بود نه ظاهرا و باطنا و امّا روايت اسماعيل بن صادق : مقدّمه : تصديق المسلم دو نوع است . 1 - حمل كردن قول او را بر صحت و احسن الوجوه زيرا كه قول مسلم هم فعلى از افعال اختياريهء صادره از مسلم است و دار الامر كه اين فعل او را بر صحت حمل كنيم يعنى صدق و يا بر فساد يعنى كذب و غيبت بايد حمل بر احسن نمود كه همان صدق باشد اين معنا از ادلّه وجوب حمل فعل مسلم بر صحت استفاده مىشود و ربطى به ما نحن فيه ندارد چون در مقام عمل احتياط حاكم است . 2 - مراد تصديق عملى و ترتيب الآثار باشد كه مورد بحث ما همين است . با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : اوّلا مراد از آن صدق المؤمنين در كلام امام صادق تصديق به‌معناى اولى است يعنى حمل فعل مسلم بر صحت و احسن الوجوه و امّا عند العمل الاحتياط پس آيه ربطى به ما نحن فيه ندارد و ثانيا برفرض كه مراد تصديق عملى باشد مىگوئيم : پس شما از استدلال به كتاب بيرون شده و به سنت استدلال كرده‌ايد و فعلا بحث ما پيرامون استدلال به كتاب است . در خاتمه : به نظر مرحوم شيخ دلالت هيچ‌كدام از آيات بر مدعاى مشهور يعنى حجيت خبر واحد تام و تمام نشد و هركدام به اشكالاتى چند مبتلا شدند حال برفرض كه دلالت آيات تام باشد بايد ديد مقدارى دلالت آيات تا كجاست ؟ آيا مطلق خبر واحد را حجت مىكنند ؟ يا خصوص خبرهاى ثقه را ؟ و يا خصوص خبر عدل را ؟ مىفرمايد : غير از آيه نبأ ساير آيات همه كلى