همهء شما مؤمنين حتى منافقين ، حال وقتى اذن خير براى همه مىشود كه آنها را به زبان تصديق كند ولى اگر عملا تصديق كند براى بعضىها اذن خير بوده و براى بعضىها اذن شر خواهد بود فى المثل اگر زيد خبر دهد كه بكر شراب خورد و خود بكر آن را انكار كند در اينجا اگر پيامبر مخبرين را تصديق كند عملا كه تناقض است و اگر مخبر اوّلى را تصديق كند و به خبر او ترتيب اثر دهد و بكر را تازيانه بزند در اينجا نسبت به مخبر اوّلى اذن خير خواهد بود ولى نسبت به مخبر دوّم يا مخبر عنه اذن شر محض خواهد بود نه خير .
بخصوص اگر مخبر به يعنى شرب الخمرى در كار نباشد كه در اينجا حتما شر محض مىشود پس اگر بخواهد اذن خير للجميع باشد بايد مراد از تصديق ، تصديق قولى باشد .
شاهد دوّم : در تفسير آيه فوق از ائمه ( ع ) وارد شده به اينكه : پيامبر ( ع ) مؤمنين را تصديق مىكند به اين دليل و علت كه نسبت به همهء مؤمنين رئوف و رحيم است حال رئوفيت و رحيميت نسبت به همهء مؤمنين هنگامى است تصديق قولى باشد و الّا اگر مراد تصديق عملى باشد اى چهبسا نسبت به مخبر رئوف و رحيم شود ولى نسبت به مخبر عنه غليظ و شديد باشد .
شاهد سوّم : شأن نزول آيه : آيه پيرامون منافقى است كه در مدينه پشت سر پيامبر نمامى مىكرد و آتشافروزى مىنمود خداوند از كار او به پيامبر خبر داد ، پيامبر وى را طلبيده و از او سؤال كرد كه چرا توطئه مىكنى ؟ او در جواب گفت : اصلا و ابدا هيچكدام از اينها را كه شما مىگوئيد من نكردهام پيامبر هم قبول كرد و فرمود حالا كه مىگوئى : نكردهام ، پس آزادى برو ، از اين پس آن منافق هركجا مىرسيد زبان به طعن پيامبر مىگشود و مىگفت : اين پيامبر اذن است يعنى هركس هرچه مىگويد باور مىكند ، خدا به او گفت من نمامى كردهام قبول كرد و وقتى خودم گفتم : نكردهام حرف مرا هم قبول
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١٨