الفسخ فإنْ سلّم ظهور الرواية في خلافه فلتطرح أو تُؤوّل . « 1 »
ولى قبلًا در ذيل صحيحه بحث شد كه اصل ظهور آن در ردّ فعلى قبل از اجازه ، مخدوش است ؛ زيرا نه مخاصمه دليل روشنى بر ردّ است و نه اخذ جاريه دليل واضحى بر ردّ فعلى ، بلكه شايد جاريه را به قصدهاى ديگر گرفته است . اصولًا نيازى به قصد خاص ندارد بلكه جاريه ملك او است و تا زمانى كه اجازه نداده است حق دارد ملك خود را دست هر كسى يافت ، بگيرد ؛ بنابراين اصل ظهور ، اشكال دارد و گرنه با قبول ظهور نوبت به طرح يا تأويل نمىرسد . قبلًا هم در جواب دليل شيخ اعظم ذكر شد كه چنين عقدى هم مشمول عمومات و مطلقات ، و محكوم به صحت است .
2 . صحيحهء ابن بزيع از امام هفتم ( ع ) :
سألت أباالحسن ( ع ) من امرأة أبتليت بشرب النبيذ فسكرت ، فزوّجت نفسها رجلًا في سكرها ، ثمّ أفاقت فأنكرت ذلك ، ثمّ ظنت أنّه يلزمها ففزعت منه ، فأقامت مع الرجل على ذلك التزويج أحلالٌ هو لها أم التزويج فاسد لمكان السكر ولا سبيل للزوج عليها ؟ فقال ( ع ) :
« إذا أقامت معه بعد ما أفاقت فهو رضاً منها » ،
قلت : ويجوز ذلك التزويج عليها ؟ فقال
: « نعم » . « 2 »
شيوهء استدلال : دربارهء حديث نخست گفتنى است عقد نكاح بدون رضايت و طيب نفس لازم در معاملات ، انشا شد ، سپس زن آن را ردّ كرد ، « 3 » سپس به گمان اينكه عقد ، شرعاً لازم است ، به آن راضى شد . پس رضايت او بعد از ردّ است و با وجود اين ، حضرت فرمود : اين رضايت كفايت مىكند و نكاح مزبور نافذ و مشروع است . پس رضايت و اجازهء بعد از ردّ مؤثر است .
سه شبهه : 1 . در مورد حديث شايان ذكر است زن كه اختيار نكاح به دست او است
هامش
( 1 ) . المكاسب ، ج 3 ، ص 427 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 20 ، ص 294 .
( 3 ) . انكار و فزع همان ردّ فعلى است . .