تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
بر اساس اين احتمال ، هركدام از اكراه و رضاى باطنى علت تامه و سبب مستقل براى ايجاد طلاق هستند ؛ به‌گونه‌اى كه اگر اكراهى هم نبود حتماً طلاق محقق مىشد چون شخص ، طيب نفس دارد ، و همين‌طور اگر طيب نفس هم نبود ، به‌خاطر اكراه حتماً طلاق مىداد . به نظر محقق نائينى اين طلاق باطل است و منعقد نمىشود ؛ زيرا هرگاه دو علت مستقل بر يك معلول واحد شخصى وارد شوند ميان آن دو تدافع در مىگيرد و در نتيجه هيچ‌كدام تأثير نمىگذارند . « 1 » پاسخ مرحوم آقاى خوئى : اگر اكراه مقتضىِ فساد بود مىتوان گفت اين‌جا از باب توارد دو علت مستقل بر معلول واحد است ، مثل اين‌كه در يك فضا ، هم عامل سرمايشى وجود داشته باشد و هم عامل گرمايشى كه چون اين دو با هم تدافع دارند در نتيجه آن فضا نه سرد است ، نه گرم . ولى اين‌چنين نيست و اكراه مانع از صحت است و جلوى تأثير مقتضىِ صحت را مىگيرد . وقتى رضا و طيب نفس هم استقلال داشته باشد مقتضىِ صحت وجود دارد . در اين‌صورت مسأله از موارد تعارض دو مقتضىِ متدافع نيست بلكه از موارد تعارض مقتضى و لا مقتضى است ، و بديهى است كه مقتضىِ صحت مقدم است . علاوه بر اين‌كه وقتى رضا و طيب نفس مستقل است و مطلّق ، صد در صد راضى است حكم به بطلان طلاق او خلاف امتنان است و در چنين موردى حديث رفع نمىآيد ؛ زيرا در مقام امتنان صادر شده است و حكم ضد امتنانى را ثابت نمىكند . بر اين اساس مرحوم آقاى خوئى فتوا به صحت طلاق داده و قياس اين صورت به‌صورت دوم ( جزء سبب ) را مع‌الفارق دانسته است زيرا در صورت دوم ، مقتضىِ صحت « 2 » نبود تا حكم به صحت شود ، ولى در صورت سوم مقتضى وجود دارد و
هامش
( 1 ) . منية الطالب ، ج 1 ، ص 196 . ( 2 ) . طيب نفس ، عامل مستقل وقوع عقد و ايقاع باشد . .