نقش انواع محذوريتها در تحقق اكراه
مسألة 2 : لو أكرهه على أحد الأمرين : إمّا بيع داره ، أو عمل آخر ، فباع داره ، فإن كان في العمل الآخر محذور ديني أو دنيوى يتحرّز منه ، وقع البيع مكرهاً عليه ، وإلا وقع مختاراً .
ترجمه : اگر او را به يكى از دو چيز مجبور كند : يا فروش خانهاش و يا كار ديگر ، و او [ هم ] خانهاش را بفروشد ، اگر در آن كار محذور دينى يا دنيوى باشد كه از آن اجتناب نموده است ، بيع بهطور اكراه واقع شده است ، و گرنه بهطور اختيار بوده است .
شرح : اكراه بر يك كار حرام يا غير حرام و بهخصوص اكراه بر معامله - اعم از عقود و ايقاعات - و بالاخص اكراه بر بيع ، صور فراوانى دارد كه از زواياى گوناگون شايستهء تأمل و بررسى است . مهمترين اين صور در مسألهء دوم و سوم بيع مكره در تحرير الوسيله تبيين شده است . در اينجا به ترتيب منطقى به صور مزبور اشاره مىشود :
بررسى صور مختلف اكراه
صورت اوّل : شخص ، مكره شده است بر بيع مال معين يا انجام كار معين .
براى مكره در مقام عمل چهار فرض مطرح است :
الف ) يا خصوص عمل مورد اكراه را انجام مىدهد ؛ مثلًا متاع معين را مىفروشد . حكم اين فرض روشن است و مصداق اكمل مباحثى كه تاكنون در بيع اكراهى بررسى شد همين فرض است ؛ يقيناً بيع او اكراهى است و بدون رضاى لاحق باطل است .
ب ) يا عمل ديگرى غير از متعلق اكراه را انجام مىدهد ؛ مثلًا متاع ديگرى را مىفروشد . اين معامله قطعاً اكراهى نيست و منعقد شده است ؛ زيرا آنچه متعلق اكراه بوده انجام نشده است و آنچه انجام شده است مورد اكراه نبوده تا منعقد نشود .
ج ) يا بر عمل اكراهى ، عمل ديگرى را افزوده است ؛ مثلًا بر بيع كتاب ، مكره بوده