نظريهء امام راحل ( رحمه الله )
امام راحل نظريهء شيخ اعظم و مرحوم اصفهانى را نقد مىكند ، امّا ابتدا تفاوت اكراه و اضطرار را بيان مىفرمايد : اضطرار صفتى براى شخص مضطر است و از صفات انفعالى است ؛ يعنى در واقع ، فردِ مضطر از چيزى متأثر و منفعل است و تحت تأثير عاملى مثل گرسنگى و بيمارى و مانند آن ناچار از بيع است ، ولى اكراه اگر مصدر به معناى اسم فاعل باشد صفت فرد مكرِه و از صفات فعل است كه از فعل او انتزاع مىشود اگر به اين معنا باشد ميان اضطرار و اكراه هيچ رابطهاى نيست ؛ نه مفهوماً و نه مصداقاً ، بلكه اين دو با هم تباين كلى دارند . اگر اكراه مصدر به معناى اسم مفعول باشد صفت فرد مكرَه است و از صفات انفعالى است . اگر به اين معنا باشد گرچه مفهوماً غير از اضطرار است ولى از نظر موارد تصادق ، عام و خاص منوجه مىباشند : مادّهء اجتماع ، انسانى است كه هم مكرَه است و هم مضطر ؛ ماده افتراق ، اكراه انسانى است كه مكره شده و ديگرى به زور وادارش كرده است ولى مضطر نيست ؛ به اينصورت كه اگر نفروشد در مضيقه و حرج شديد باقى خواهد ماند و از گرسنگى يا بيمارى تلف خواهد شد . مادهء افتراق هم اضطرار مضطرى است ؛ به اينصورت كه اگر نفروشد در مضيقه قرار خواهد گرفت ولى هيچ تهديد و زورى عليه او وجود ندارد . « 1 »
امام راحل دربارهء اين سخن شيخ اعظم كه گفته است اضطرار مخصوص الجائى است كه از ناحيهء غير نيست و از ناحيهء خود شخص است مىفرمايد : گاهى منشأ اضطرار و ضرورت گرسنگى و تشنگى و مانند آن است كه آدمى را تهديد مىكند و در معرض هلاكت قرار مىدهد ، و گاهى از الزام و اجبار ديگرى سرچشمه مىگيرد ، امّا نه از الزام بر خود بيع مال تا نامش اكراه باشد . چنين شخصى در اينجا مضطر به بيع است ولى مكره بر بيع نيست و منشأ اضطرار هم الزام غير است . بنابراين دايرهء اضطرار وسيع
هامش
( 1 ) . كتاب البيع ، ج 2 ، ص 91 - 92 . .