لأنّه يعتبر فيه أن يكون الداعي عليه هو خوف ترتب الضرر المتوعد به على الترك . « 1 »
و شايد تعبير شيخ در آغاز بحث ، به ظن به ضرر ، متابعت از فقهاى عظام است كه آنها نيز به پيروى از شيخ طوسى در مبسوط چنين تعبير كردهاند « 2 » شيخ همچنين در مكاسب محرمه در باب ولايت از ناحيهء حاكم جائر بحث خوف ضرر را عنوان كرده كه پيدا است منظور شيخ ، خوف ضرر است ولو ظن به ضرر نباشد .
د ) گاهى داعى و انگيزهء مكرَه بر عمل ، صددرصد دفع اكراه و تهديد و ضرر از خود است كه در اينجا حتماً اكراه صدق مىكند ، ولى گاهى بهدنبال اكراه ، خود شخص واقعاً تصميم مىگيرد و عمل را انجام مىدهد ، بهگونهاى كه اگر اكراه نباشد آن عمل را انجام مىدهد . گفتنى است چنين كارى اكراهى نيست .
ه ) گاهى در ضررى كه محتمل و عقلايى است اگر به فرد مكره متوجه شود ، معلوم مىشود ضرر از سوى خود آمر به فعل است . در اينجا يقيناً اكراه صدق مىكند ، ولى گاهى از سوى شخصى ديگر است و يقينى است كه خود طالبِ عمل ، آسيبى به شخص نمىزند ولى از ناحيهء اطرافيان او احتمال آسيب و ضرر مىرود . گاهى هم ضرر از سوى خداوند ؛ يعنى ضرر ، آسمانى است ؛ مثلًا پيامبرى يا امامى يا يكى از اولياء از فردى مىخواهند كه فلان كار را انجام دهد و تهديدش مىكنند كه در صورت انجام ندادن ، عذاب الهى و بلاى آسمانى نازل مىشود كه مخاطب ، از ترس عذاب آن كار را انجام مىدهد .
از كلام سيد در حاشيه استفاده مىشود كه تنها در صورت اوّل اكراه صدق مىكند و در صورت دوم و سوم اكراه نيست . « 3 » ولى اين سخن قابل مناقشه است ، چون در
هامش
( 1 ) . المكاسب ، ج 3 ، ص 314 .
( 2 ) . المبسوط ، ج 5 ، ص 51 .
( 3 ) . حاشية المكاسب ، ج 1 ، ص 122 . .