طرف تهديدش را عملى مىكند ؛ 3 . تهديد بر چيزى باشد كه به حال خود فاعل ( مكرَه ) يا متعلّقين او ضرر مالى يا آبرويى يا جانى داشته باشد .
بررسى قيدهاى مزبور :
الف ) آيا اقتران به تهديد ، در صدق اكراه دخيل است و بدون آن ، اكراه صدق نمىكند يا مجرّد امر و طلب بيع از يك فرد ظالم جائرى كه از شرّ و ضرر او ايمن نباشد كفايت مىكند ؟ شيخ اعظم اقتران را معتبر دانسته است . البته غالباً هم در خارج چنين است ولى ضرورت ندارد و به صرف طلب يك فرد ظالم هم اكراه صدق مىكند .
ب ) گاهى مكرَه يقين دارد كه مكرِه تهديدش را عملى مىكند و به وى ضرر مىزند يا او را شديداً در مضيقه قرار مىدهد ، و گاهى يقين ندارد ولى ظن و گمان دارد و احتمال قوى و غالب مىدهد ، و گاهى مجرد احتمال عقلايى است و خائف است از اينكه ضررى به او بزنند ، شيخ اعظم صريحاً ظن به ترتب ضرر را قيد كردهاند ولى هيچ دليلى ندارد و مجرّد خوف از ضرر و نگرانى از عملى شدن تهديد كفايت مىكند و از نظر عقلا فرد ، مكره شمرده مىشود ؛ به همين سبب است كه امام راحل در تعريف « مكره » از لفظ « الخائف . . . » استفاده كرده است . و چهبسا احتمال ضعيف است ولى محتمل قوى است و طرف احتمال مىدهد كه اگر انجام ندهد كشته مىشود ؛ در اينجا احتمال ضعيف هم كفايت مىكند و اكراه صادق است .
ج ) اگر ملاك ، ضرر به حال فرد مكره باشد ، افراد متفاوت هستند و چهبسا ضرر مالى خاصّى براى كسى ضرر مالى كثير به حساب آيد امّا در حقّ فرد ديگرى ضرر قابلاعتنايى نباشد . اين ، يك ضابطهء كلى ندارد . آرى اگر مناط را ضرر معتنابه و عقلايىبدانيم ضابطهمند مىشود و هرجا كه ضرر ، قابل ملاحظه باشد اكراه صدق مىكند و چهبسا تهديد به از دست دادن منفعت قابل ملاحظه كافى ، باشد تا اكراه صدقكند .
خوشبختانه خود شيخ اعظم در جاى ديگر خوف ضرر را مطرح كرده و گفته است :
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 349
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٤٩