تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
در أقرب الموارد مىخوانيم : أكرهه على الأمر : حمله عليه قهراً ، أكره فلاناً : حمله على أمر يكرهه . « 1 » شيخ اعظم در مكاسب مىفرمايد : ثمّ إنّ حقيقة الإكراه لغة وعرفاً : حمل الغير على ما يكرهه . « 2 » بنابراين ، اكراه از حقايق لغويه و عرفيهء عامه است و از كلام مصباح و از بخشى از كلام المنجد و أقرب الموارد به‌دست مىآيد كه با زور و قهر و غلبه كسى را بر كارى وادار كردن اكراه است ؛ خواه كارى باشد كه فرد مكره قلباً از آن متنفر است و كراهت دارد و يا كارى باشد كه قلباً متنفر نيست و بلكه مشتاق است ولى به زور نمىخواهد انجام دهد و با ميل و رغبت مىخواهد انجام دهد . ولى بعضى ديگر از كلمات المنجد و أقرب الموارد و نيز از كلام راغب در مفردات دلالت دارد بر اين كه اكراه ، حمل انسان است بر كارى كه كراهت دارد . قدر متيقن از كلام اهل لغت هم همين معناست ، و لذا شيخ اعظم قيد « يكرهه » را در تعريف آورده است . البته در مورد كسى كه از قبل كراهتى بر او نيست ولى از دستور دادن ديگرى خشنود نيست و اگر امر كنند ناراحت مىشود اكراه صدق مىكند ولى بالعرض و پس از حمل و امر غير است نه قبل از آن . شيخ اعظم براى صدق اكراه قيودى را اضافه نموده و چنين گفته است : ويعتبر في وقوع الفعل عن ذلك الحمل : اقترانه بوعيد منه ، مظنون الترتّب على ترك ذلك الفعل ، مضر به حال الفاعل أو متعلّقه نفساً أو عرضاً أو مالًا . « 3 » از اين عبارت سه قيد به‌دست مىآيد : 1 . حمل ، مقرون به تهديد فرد حامل و مكره باشد ؛ 2 . مكره ظن داشته باشد و احتمال قوى بدهد كه اگر فعل اكراهى را انجام ندهد
هامش
( 1 ) . أقرب الموارد ، ج 2 ، ص 1080 . ( 2 ) . المكاسب ، ج 3 ، ص 311 . ( 3 ) . همان . .