كلمهء اختيار هم گاهى در مقابل اضطرار بهكار مىرود ؛ مضطر كسى است كه در اثر ضرورت و نياز مبرم تصميم مىگيرد و اقدام مىكند . مثلًا كسى براى نجات از هلاكت ، از گوشت مردار تغذيه مىكند يا براى مداواى بيمارى يا اداى دِين ناچار مىشود مال ارزشمندى را بفروشد بدون اينكه كسى از خارج بر او تحميل كند .
در مقابل ، مختار كسى است كه چنين ضرورتى ندارد و در شرايطى عادى اقدام به معامله يا كار ديگر مىكند .
كلمهء اختيار در بعضى از موارد در مقابل اكراه بهكار مىرود ؛ مكره كسى است كه ظالمى او را تهديد مالى يا جانى يا آبرويى كند و او از ترس عملى شدن تهديد معامله يا كار ديگر مورد اكراه را انجام دهد . در مقابل ، مختار كسى است كه به طيب نفس و بدون تحميل از خارج اقدام به معامله مىكند .
حال اين بحث مطرح است كه آيا اختيار ، معانى و موارد استعمال متعددى دارد يا در همهجا به يك معنا اطلاق مىشود ؟ امام راحل بر اين باور است كه اختيار در همهجا يك ماهيت و معنا دارد و به اختلاف موارد ، مفهوم و ذات آن مختلف نمىگردد و همهجا داراى يك معناست - چه در برابر جبر به كار برده شود ، چه در مقابل اضطرار و چه در مقابل اكراه - .
به نظر امام راحل ، اختيار ، انتخاب و برگزيدن و ترجيح يك طرف بر طرف ديگر است كه از مبادى فعل ارادى است و جميع افعالى كه با التفات و اراده از انسان صادر مىشود مسبوق به اختيار و ترجيح و گزينش است . البته گاهى منشأ ترجيح يك كار ، ملائم با نفس بودن و موافق با شهوت و تمايلات فاعل است كه فاعل با شوق و رغبت ، آن را انتخاب و اراده مىكند و انجام مىدهد . و گاهى عملى مخالف ميل و هواى نفس او است و از آن نفرت و كراهت دارد ولى عقل او درك مىكند كه انجامش به صلاح
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 336
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٦