مطلب اوّل : معناى اختيار
معناى لغوى اختيار : اختيار و تخير در لغت عرب به معناى انتخاب و برگزيدن و ترجيح دادن است ؛ چه ترجيح يكى از دو جانب فعل و ترك بر ديگرى ، چه ترجيح يكى از دو امر وجودى بر ديگرى .
در كتاب المنجد مىخوانيم :
« تخيّر واختار : اصطفاه وانتقاه ، استخار استخارةً : طلب الحيرة » . « 1 »
معناى اصطلاحى اختيار : اختيار در اصطلاح فقها به قرار زير است : شيخ اعظم در مكاسب مىگويد :
المراد بالاختيار القصد إلى وقوع مضمون العقد عن طيب نفس في مقابل الكراهة و عدم طيب النفس ، لا الاختيار في مقابل الجبر . « 2 »
از همينجا تفاوت شرط چهارم ( اختيار ) با شرط سوم ( قصد ) روشن مىشود . در شرط سوم اصل قصدِ تحققِ معنا و مدلول عقد مطرح بود ولى در اينجا از روى رضا و طيب نفس بودن آن مطرح است يعنى از روى ميل باطنى و طيب خاطر مضمون عقد قصد شود نه از روى كراهت باطنى و اجبار و تحميل از خارج .
كلمهء اختيار گاهى در مقابل جبر و الجاء بهكار مىرود ؛ منظور از جبر اين است كه شخص هيچ ارادهاى از خود ندارد و عملش مثل حركت دست مرتعش است و در واقع مانند آلت و ابزارى در دست ديگرى است و بدون اراده كارى انجام مىدهد ؛ مثلًا كسى را بخوابانند و شراب در حلقش بريزند . در اينجا به قرينهء مقابله ، مختار كسى است كه با ارادهء خود كارى را انجام دهد .
هامش
( 1 ) . المنجد فى اللغة ، ص 201 ، مادّة خير . براى مطالعه بيشتر ر . ك : أقرب الموارد ، ج 1 ، ص 11 ، ماده خير ؛ مفردات راغب ، ص 163 ، ماده خير .
( 2 ) . المكاسب ، ج 3 ، ص 307 . .