خريدار برساند ، يا جنس را به خريدار بدهد و پول را به فروشنده برساند - چون واقعاً دو نفر بالغ با يكديگر معامله كردهاند - معامله صحيح است ولى بايد فروشنده و خريدار يقين داشته باشند كه طفل ، جنس و پول را به صاحب آن مىرساند .
مشهور كه معاملات كودك را حتى در امور يسيره صحيح نمىدانند سيرهء مستمره را بر همين اساس توجيه كرده و مىگويند در واقع ، كودك يك وسيله در ايصال و وصول است و اصل معامله ميان بزرگترها انجام گرفته است - خواه بهصورت قولى باشد كه قبلًا ولىّ طفل با طرف ديگر ، عقد را خواندهاند و دادن و ستاندن كودك كاشف از آن است ، يا طرف معامله هر دو طرف عقد را به عهده گرفته و به وكالت از ولىّ و به استقلال از طرف خود ، انشاى عقد كرده است و طفل وسيلهءرساندن معوّض و گرفتن عوض است ، و خواه بهصورت معاطات باشد كه بيشتر همين قسم ، رايج است و در معاطات تعاطى طرفين از دو عاقل بالغ لازم نيست ؛ بلكه مجرد ايصال و وصول هم كفايت مىكند .
محقق نائينى در منيه « 1 » همين توجيه را بيان مىكند امّا مورد تأييد امام راحل نيست و آن را خلاف واقع مىداند . « 2 » در ضمن اگر طفل وسيله باشد و اصل معامله ميان دو طرف به نحو معاطات انجام بگيرد ، وسيله بودن ، مخصوص طفل نيست . آرى بر مسلك امام راحل و كسان ديگرى كه تفصيل دادند و معاملات صبى را در امور يسيره صحيح دانستند و خود صبى را طرف معامله مىدانند ، ميان كودك و مجنون و سكران و بهيمه و . . . فرق است ؛ زيرا عمده دليلِ تفصيل ، سيرهء مستمره است و قدر متيقن از سيره ، معاملات صبى است نه مجنون و ديگران و نيز قدر متيقن ، در امور حقير و كمقيمت است نه در همهء امور .
هامش
( 1 ) . منية الطالب ، ج 1 ، ص 175 .
( 2 ) . كتاب البيع ، ج 2 ، ص 49 . .