غير الزامى ؛ همچون مستحبات و احكام وضعيه از قبيل جنابت ، ضمانت ، صحّت معامله ، صحّت عقد و . . . از او برداشته نشده است ، بلكه اگر دخول حاصل شود جنب مىشود ولى ملزم به غسل نيست ، اگر مال كسى را تلف كند ضامن است ولى ملزم به اداى آن نيست ، اگر معاملهاى انجام دهد با اذن ولىّ صحيح است امّا ملزم به تسليم مال نيست بلكه ولىّ او ملزم است يا خود او پس از بلوغ ملزم مىشود ، نه فعلًا .
4 . امكان دارد مقصود ، رفع كتابت سيئات در حق او باشد . در روايتى از امام صادق ( ع ) نقل شده است :
« . . . فإذا بلغوا الحلم كتبت عليهم السيّئات » . « 1 »
به قرينهء مقابله مىفهميم كه از شخص غير بالغ ، قلم نوشتن سيئات و بدىها برداشته شده است ، نه حسنات و خوبىها ، نه صحّت معامله و سببيت عقد صبى براى ملكيت و زوجيت و . . . .
حال اولًا وجود دو احتمال اخير كافى است تا روايات رفع قلم از قابليت استدلال براى مدعاى مذكور ساقط شود زيرا
« إذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال
» ؛ ثانياً احتمال سوم قرينهء محكمى دارد و آن ورود روايت در مقام امتنان است كه متناسب با آن رفع الزامات يا رفع كتابت سيئات است نه رفع مطلق احكام ، چون رفع حسنات منافى با امتنان است ؛ قرينهء ديگر هم ثبوت احكام وضعيه در حقّ كودكان است . بنابراين روايات رفع قلم دليل بر اين نيست كه حتى عبارت و قول كودك هم بىفايده باشد و وى مسلوبالعبارهء باشد ، يا حتى معاملات او تحت نظارت ولىّ بىاثر باشد و سبب ملكيت نباشد .
ج ) روايات دالّ بر خطا بودن عمد صبى
دستهء سوم از روايات ، رواياتى است كه بيانگر خطا بودن عمد صبى يا يكسان بودن عمد و خطاى او است .
يكى از اين روايات ، صحيحه يا حسنهء محمد بن مسلم از امام صادق ( ع ) است كه
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 1 ، ص 42 ، ح 1 . .