تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
پيدا مىكند . مانند صحيحهء عيص بن قاسم از امام صادق ( ع ) : قال : سألته عن اليتيمهء متى يدفع إليها مالها ؟ قال : « إذا علمت أنّها لا تفسد ولا تضيّع » ، فسالته : إن كانت قد زوّجت ؟ فقال : « إذا زوّجت فقد انقطع ملك الوصيّ عنها » . « 1 » احراز رشد در جملهء نخست ، به‌صورت شرط مستقل ملاك دانسته شده است . عبارت « لا تفسد ولا تضيّع » اشاره به همين مطلب است . در جملهء بعدى بلوغ مستقلًا مطرح شده است ؛ زيرا مقصود از ازدواج ، ازدواج فعلى نيست - كه به اتفاق كلمه دخالت ندارد - بلكه كنايه از رسيدن به سن بلوغ و قابليت ازدواج است ، يا ازدواج طريق و كاشف از بلوغ است ؛ پس معلوم مىشود هركدام جداگانه موضوع استقلال كودك هستند . 4 . رواياتى كه هر دو را با هم شرط دانسته و به يكى از آن دو اكتفا نكرده‌اند و بلكه تصريح دارند كه بلوغ كفايت نمىكند و بايد رشيد هم باشد . يكى از اين روايات ، صحيحهء هشام از امام صادق ( ع ) است كه مىفرمايد : « انقطاع يتم اليتيم بالاحتلام ، وهو أشدّه ، وإن احتلم و لم يؤنس منه رشده وكان سفيهاً أو ضعيفاً فليمسك عنه وليّه ماله » . « 2 » در آخر روايت ابىبصير هم مىفرمايد : « وإن احتلم و لم يكن له عقل لم يدفع إليه شيءٌ أبداً » . « 3 » هر دو روايت صراحت دارند بر اين‌كه علاوه بر احتلام و بلوغ ، رشد و عقلانيت هم لازم است و اگر محتلم مىشود ولى سفيه و ناتوان است و نمىتواند اموال خود را مديريت كند همچنان محجور است . امام راحل عظيم‌الشأن پس از دسته‌بندى روايات به چهار دسته‌اى كه ذكر شد در
هامش
( 1 ) . همان ، ص 410 ، ح 3 . ( 2 ) . همان ، ص 409 ، ح 1 . ( 3 ) . همان ، ج 19 ، ص 367 ، ح 5 . .