پيدا مىكند . مانند صحيحهء عيص بن قاسم از امام صادق ( ع ) :
قال : سألته عن اليتيمهء متى يدفع إليها مالها ؟ قال :
« إذا علمت أنّها لا تفسد ولا تضيّع »
، فسالته : إن كانت قد زوّجت ؟ فقال :
« إذا زوّجت فقد انقطع ملك الوصيّ عنها » . « 1 »
احراز رشد در جملهء نخست ، بهصورت شرط مستقل ملاك دانسته شده است . عبارت
« لا تفسد ولا تضيّع
» اشاره به همين مطلب است . در جملهء بعدى بلوغ مستقلًا مطرح شده است ؛ زيرا مقصود از ازدواج ، ازدواج فعلى نيست - كه به اتفاق كلمه دخالت ندارد - بلكه كنايه از رسيدن به سن بلوغ و قابليت ازدواج است ، يا ازدواج طريق و كاشف از بلوغ است ؛ پس معلوم مىشود هركدام جداگانه موضوع استقلال كودك هستند .
4 . رواياتى كه هر دو را با هم شرط دانسته و به يكى از آن دو اكتفا نكردهاند و بلكه تصريح دارند كه بلوغ كفايت نمىكند و بايد رشيد هم باشد . يكى از اين روايات ، صحيحهء هشام از امام صادق ( ع ) است كه مىفرمايد :
« انقطاع يتم اليتيم بالاحتلام ، وهو أشدّه ، وإن احتلم و لم يؤنس منه رشده وكان سفيهاً أو ضعيفاً فليمسك عنه وليّه ماله » . « 2 »
در آخر روايت ابىبصير هم مىفرمايد :
« وإن احتلم و لم يكن له عقل لم يدفع إليه شيءٌ أبداً » . « 3 »
هر دو روايت صراحت دارند بر اينكه علاوه بر احتلام و بلوغ ، رشد و عقلانيت هم لازم است و اگر محتلم مىشود ولى سفيه و ناتوان است و نمىتواند اموال خود را مديريت كند همچنان محجور است .
امام راحل عظيمالشأن پس از دستهبندى روايات به چهار دستهاى كه ذكر شد در
هامش
( 1 ) . همان ، ص 410 ، ح 3 .
( 2 ) . همان ، ص 409 ، ح 1 .
( 3 ) . همان ، ج 19 ، ص 367 ، ح 5 . .