تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
نتيجهء احتمال چهارم مثل احتمال سوم است ؛ يعنى مجموع بلوغ و رشد دخالت دارند ، و احتمال اخير نظير اين مثال است كه : « إذا جائك زيد فإنْ قبّل يدك فاكرمه » كه مفهومش اين است كه مجرد آمدن ، كافى نيست بلكه اگر پس از آمدن دست تو را هم بوسيد اكرامش واجب است و اگر هر دو يا يكى از آن دو نباشند وجوب اكرام نابود است . پس به ترتيب ، هم مجىء زيد دخيل است و هم در طول آن تقبيل يد دخيل است .

نقد احتمالات

تمام موضوع بودن بلوغ براى استقلال يتيم و دخيل نبودن رشد ، از آيه استفاده نمىشود ؛ زيرا آيه روى ايناس رشد هم تكيه كرده و وجوب دفع مال يتيم يعنى استقلال او را بر رشد او مترتب كرده است . علت تامه بودن هريك از بلوغ و رشد به‌صورت جداگانه ، نه قائل دارد و نه با ظاهر آيه هماهنگ است ؛ زيرا در آيه حرف « أو » يا « إمّا » نيامده است تا دالّ بر تخيير و عدم انحصار باشد ؛ مخصوصاً براى بلوغ نكاح جزائى ذكر نشده و از خارج با ضميمه مقدّمهء « لزوم اسوئيت حال » بايد استقلال او ثابت شود كه خلاف ظاهر آيه است . دو احتمال قائل دارد : يكى از دو احتمال اين است كه علت تامهء استقلال ، رشد باشد و به محض احراز رشد حتى در صورت بالغ نبودن ، مستقل مىشود و اگر در آيه ، بحث بلوغ مطرح شده از باب اين است كه طريق به سوى احراز رشد است و گرنه موضوعيت ندارد . دليل اين احتمال اطلاق جملهء
فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ
است كه در مقام بيان مستقلًا روى ايناس و احراز رشد تكيه كرده و آن را سبب وجوب دفع مال دانسته است ، نه بلوغ را . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : حاشيه مرحوم ايروانى بر مكاسب ، ج 2 ، ص 170 ؛ هداية الطالب ، ج 2 ، ص 419 - 420 . .