مهمترين دليل فتواى مشهور ، سيرهء عقلاى عالم است كه هم مرحوم آيتالله خوئى « 1 » و هم امام راحل در كتاب البيع به آن استدلال كردهاند . چون بيان امام كاملتر است آن را تقرير مىكنيم . البته امام راحل مثل شيخ انصارى « 2 » باب مثلى و باب قيمى را جدا مطرح كرده است ، « 3 » ولى ما هر دو بخش را در اينجا نقل مىكنيم تا استدلال كامل باشد و بتوان تمام مدعاى مشهور را ثابت كرد .
همانطور كه اصل ضمان ، امرى عقلايى است و همهء عقلاى عالم به آن حكم مىكنند . كيفيت ضمان نيز امرى عقلايى است و اختصاص به مسلمانان ندارد . از نظر عقلا اگر كسى بدون مجوز قانونى و عقلايى مال ديگرى را بگيرد و بر آن سلطه پيدا كند ، تا زمانى كه عين مال ، نزد قابض باشد خود آن را مطالبه مىكنند و اگر غاصبامتناع كند شكايت مىكنند و در تمام دنيا ، محكمه طرف را محكوم و ملزمبهاداى خود عين مىنمايد « 4 » دليل مطالبهء عين مال اين است كه علاوه بر دارا بودن صفات و خصوصيات و ماليت ، جهات شخصى هم دارد ؛ چهبسا مورد غرض انسان است . اگر عين نزد غاصب و ضامن تلف شود در صورتى كه مثلى باشد مثل را مطالبه مىكنند و به سراغ قيمت نمىروند مگر در موارد خاصى كه مثل ، متعذر باشد يا طرفين توافق كنند و . . . .
دليل مطالبهء مثل اين است كه مماثل تالف ، همه جهات مورد توجه عقلا را دارد ؛ يعنى از نظر صفات و خصوصيات و قيمت ، همانند تالف است ؛ تنها هويت شخصى مثل با عين ، متفاوت است كه نوعاً مورد غرض عقلا نيست ؛ اگرچه گاهى متعلق غرض شخصى است ، به همين سبب با يك درجه تنزل ، اين مماثلْ خودِ همان عين است . اگر
هامش
( 1 ) . مصباح الفقاهه ، ج 3 ، ص 150 .
( 2 ) . المكاسب ، ج 3 ، ص 209 و 240 .
( 3 ) . كتاب البيع ، ج 1 ، ص 486 و 583 .
( 4 ) . و چهبسا حديث على اليد هم بر فرض حجيت ، در صدد بيان و تأييد همين امر عقلايى باشد . .