تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
ولى بارها از اين دليل جواب داده شد كه شهرت فتوائيه نه حجيت دارد ، و نه ضعف سند را جبران مىكند و تازه اصل عمل مشهور به اين روايت محرز نيست تا سخن از جبران باشد . بنابراين روايت از نظر سند اعتبار ندارد و نمىتواند دليل بر مدعاى مذكور باشد . امام راحل عظيم‌الشأن دربارهء سير تاريخى اين حديث در فقه اماميه تحقيق منحصر به فردى دارد كه حاصل آن چنين است : روايت در منابع فقهى مهمى از قبيل مقنع و هداية شيخ صدوق ، مراسم سلار ، وسيله ابن حمزه و جواهرالفقهِ قاضى ابن برّاج - كه از منابع قديم اماميه هستند و معمولًا فتاواى آنان متن روايت است - وجود ندارد . آرى در كتب فقهىِ سيد مرتضى ( انتصار ) و شيخ طوسى ( خلاف و مبسوط ) و ابن‌زهره ( غنيه ) آمده است ولى نه به‌عنوان دليل بر حكم در مسأله ، و فرعى از فروع ، بلكه به‌عنوان احتجاج عليه عامه . « 1 » بنابراين حديث در ميان قدما شهرت فتوايى و عملى ندارد . اولين كسى كه در چندين مورد جزماً اين روايت را به پيامبر ( ص ) نسبت داده ابن ادريس در سرائر است كه با وجود اين‌كه ايشان خبر واحد مجرّد از قرينه را - ولو خبر عادل باشد - حجت نمىداند ، ولى به اين روايت استناد كرده است . امّا اين هم مشكل سند را حل نمىكند ؛ زيرا شايد بر اساس اجتهاد خودش به قرائن علمى دست يافته و قاطع شده است نه بر اساس حسن و سند معتبر ، مخصوصاً كه وى از اين روايت در كتاب خود ، مثل شيخ طوسى و سيد مرتضى ، براى احتجاج عليه اهل سنّت استفاده كرده است كه به احتمال قوى در ساير موارد هم به اين روش ، مشى كرده است نه اين‌كه سند را قبول دارد و به آن فتوى داده باشد . آرى از عصر علامه به بعد روايت در كتب بزرگان مثل شهيد اوّل ، محقق ثانى ، شهيد ثانى و ديگران مطرح شده و به آن استناد شده است و با گذشت زمان ، از مشهورات
هامش
( 1 ) . در واقع استدلال جدلى است كه از مقبولات و مشهورات و مسلّمات خصم عليه او استفاده شده است . .