با تعبير « على اليد ما جنت حتى تؤدّى » . عبارت اخير براى يد جانيه است ، مثل يد عدوانى و ظالمانه ، و معاملهء فاسدى را كه طرفين از روى جهل قصورى انجام دادهاند شامل نمىشود . ولى عبارت حديث مشهور ، اوّلين عبارت مذكور است و يد معاملى به معاملهء فاسد را نيز مىگيرد . دربارهء اين حديث سه بحث وجود دارد :
1 . سند حديث : در منابع معتبر حديثىِ اماميه ، خبر و اثرى از اين حديث وجود ندارد ؛ تنها ابن ابىجمهور احسائى در كتاب عوالى اللآلى « 1 » آن را نقل كرده است كه خود او و كتابش مورد طعن و قدح مىباشند . مرحوم حاجى نورى هم در مستدرك « 2 » از كتاب مذكور نقل كرده است . آرى در منابع معتبر اهل سنّت - مثل مسند احمد « 3 » و سنن ابىداود « 4 » و سنن بيهقى « 5 » و غيره - از قول سمرهء بن جُندب از رسول اكرم ( ص ) نقل شده است . شايان ذكر است روايتى كه عامه متفرد به نقل آن باشند از نظر فقهاى اماميه اعتبارى ندارد ، مخصوصاً كه راوىِ آن سمرهء بن جُندب باشد و حتى بزرگان عامه ؛ مثل ابن ابىالحديد معتزلى « 6 » در او قدح كرده و مطاعن متعدد او را ذكر نموده است .
عدهاى از بزرگان فقهاى ما - مثل صاحب جواهر « 7 » و شيخ اعظم « 8 » و صاحب قواعد فقهيه « 9 » فرمودهاند : از آنجا كه حديث ميان فريقين مشهور است كفايت مىكند و ضعف سند با شهرت فتوايى بر طرق آن جبران مىگردد ، لذا روايت حجّت است .
هامش
( 1 ) . عوالى اللآلى ، ج 1 ، ص 224 .
( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ص 7 .
( 3 ) . مسند احمد حنبل ، ج 5 ، ص 8 .
( 4 ) . سنن ابىداود ، ج 2 ، ص 318 .
( 5 ) . السننالكبرى ، البيهقى ، ج 6 ، ص 90 .
( 6 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 77 .
( 7 ) . جواهر الكلام ، ج 37 ، ص 35 .
( 8 ) . المكاسب ، ج 3 ، ص 189 .
( 9 ) . القواعد الفقهيه ، ج 2 ، ص 87 . .