نيز خود خبر دادن ، معلق به چيزى نيست ؛ بلكه يا خبر مىدهد و كلام را بر زبان مىآورد و يا خبر نمىدهد و بر زبان نمىآورد . لذا اساساً انشا ( عقد و ايجاب و قبول ) تعليقبردار نيست تا بحث شود كه آيا انشاى معلق صحيح است يا نه ؛ انشا هميشه منجّز است . آرى مُنْشَأ به انشا - مثل خود ملكيت و زوجيت - قابل تعليق است و نهتنها ممكن است بلكه در شرعيات و عرفيات فراوان واقع شده است . مثلًا در باب وصيت ، انشاى آن فعلى و حالى و در هنگام وصيت است ، ولى مُنشأ به آن ملكيت پس از مرگ موصى است . در تدبير ، انشاى عتق ، الآن است ولى خود عتق پس از مرگ مولاست ، و هكذا در جعاله ، سبق و رمايه ، نذر و عهد و مانند اينها . « 1 » مبناى اين سخن از نظر محقق نائينى اين است كه قضاياى شرعيه ، از نوع قضاياى حقيقيه هستند كه در واقع به يك سلسله قضاياى مشروطه برمىگردند كه شرط آنها وجود موضوع در خارج است ، مثلًا ايجاب حج بر مستطيع ، هزار و چهارصد و اندى سال قبل انشا شده است ولى مُنشأ آن ( وجوب فعلى ) منوط به اين است كه در خارج انسانِ مستطيع و جامع شروط استطاعت ، موجود شود . « 2 » در نتيجه هرجا تعليقى وجود دارد لزوماً به مُنشأ برمىگردد ؛ نه به خود انشا . مرحوم آقاى خوئى نيز اين مطلب را پذيرفته است . « 3 »
پاسخ امام خمينى ( قدس سره ) : حاصل جواب سه مطلب است : اوّلًا به عقيدهء ايشان خود انشا قابل تعليق است زيرا اگر انشا ايجاد معنى با لفظ باشد - كه نظر مشهور است - تعليق را برنمىتابد ، بلكه يا هست و يا نيست . « 4 » ولى حقيقت انشا و جعل و تشريع اين نيست ، انشا غير از تلفظ به الفاظ مخصوصى است كه موجِد آن هستند ، زيرا اين الفاظ خودشان
هامش
( 1 ) . ر . ك : حاشية المكاسب ( محقّق يزدى ) ، ج 1 ، ص 91 .
( 2 ) . ر . ك : منية الطالب ، ج 1 ، ص 112 و 113 .
( 3 ) . ر . ك : مصباح الفقاهه ، ج 3 ، ص 66 .
( 4 ) . يعنى اگر بايع در مقام بيع ، صيغة بيع را جارى كند انشا هست و گرنه نيست و معنا ندارد كه معلق باشد ، و به گفته خود ميرزا ، نوعى جمع متناقضين است كه هم انشا باشد و هم تعليق . .