تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
يكى از اين روايات موثقهء سماعهء بن مهران از امام صادق ( ع ) است كه مرحوم صاحب وسائل از قول كلينى از عده‌اى از اصحاب از احمد بن محمد از عثمان بن عيسى از سماعه نقل كرده است : قال : سألته عن بيع المصاحف وشرائها ، فقال : « لا تشتر كتاب الله و لكن إشتر الحديد والورق والدفتين ، و قل : أشتري منك هذا بكذا و كذا » . « 1 » سند حديث جاى بحث ندارد و همهء روات مورد وثوق‌اند . از نظر دلالت بر لزوم قول هم گفتنى است كه امر امام ( ع ) « قل أشترى . . . » امر تعبدى مولوى نيست ، بلكه امر ارشادى و ارشاد به شرط بودن قول و گفتن « أشترى . . . » است ؛ پس در خصوص معاملهء مصحف ، انشاى قول لازم است و چون اين مورد خصوصيت ندارد و از باب نمونه است نه تعبّداً ، الغاى خصوصيت مىكنيم و حكم شرط بودن قول را به ساير موارد و مطلق بيع سرايت مىدهيم . نقد امام خمينى ( قدس سره ) : امام راحل از اين روايت سه جواب داده است : 1 . معلوم نيست منظور حديث ، اصل ايجاد معامله و انشاى بيع باشد تا ادعا شود كه در اين مقام قول و لفظ معتبر است و معاطات كافى نيست ؛ بلكه شايد در مقام مقاوله و گفت‌وگوى پيش از اصل معامله است ؛ اگر اين‌گونه باشد ربطى به اشتراط قول در انعقاد بيع ندارد ، و « إذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال » . 2 . مورد روايت از مواردى است كه يا معاطات امكان ندارد يا انجام معامله به اين نحو دشوار است ؛ زيرا سخن از فروش بخشى از مجموع مصحف است كه مشتمل بر خود كلام الهى و كاغذ و جلد و . . . است ، و در بيع بعضى از مجموع مركب ، تعيين بعض براى رفع غرر و جهالت لازم است و تعيين با قول آسان‌تر است ؛ لذا امام فرموده است : « قل أشتري منك هذا بكذا و كذا » .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 158 . .