واضحتر از آيات فوق در دلالت ، روايات عامى است كه با عنوان تقيه و اكراه و اضطرار وارد شده كه از هر كدام به يك روايت بسنده مىكنيم .
اكراه : حديث معروف رفع است كه شيخ صدوق به سند صحيح از امام صادق ( ع ) از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده است :
« رفع عن امتي تسعة أشياء : الخطأ و النسيان ، و ما اكرهوا عليه ، و ما لايعلمون ، و ما لا يطيقون ، و ما اضطرّوا إليه ، والحسد ، والطيرة ، والتفكّر في الوسوسة في الخلوة مالم ينطقوا بشفة » . « 1 »
اضطرار : حديث رفع در موثقهء سماعه بن مهران از ابى بصير از امام صادق ( ع ) كه در پايان حديث به صورت كبراى كلى فرموده است :
« وليس شيء ممّا حرّم الله إلّا و قد أحلّه لمن اضطرّ إليه » . « 2 »
همچنين قاعدهء معروف « الضرورات تُبيح المحظورات » .
تقيّه : در صحيحهء زراره از امام باقر ( ع ) آمده است :
قال :
« التقيّة في كلّ ضرورة » . « 3 »
و در صحيحه ديگر زراره و ابن مسلم و محمد بن يحيى مىخوانيم :
سمعنا أبا جعفر ( ع ) يقول :
« التقية في كلّ شيء يضطرّ إليه ابن آدم فقد أحلّه الله له » . « 4 »
اين روايات به عمومشان هر حرامى را شامل مىشوند و بر جواز آن در فرض اكراه و اضطرار و تقيه دلالت مىنمايند كه يكى از مصاديق آنها ولايت ولات جور است .
دستهء دوم رواياتى است كه در خصوص ولايت والى جور وارد شده و دلالت دارند بر جواز آن در فرض اكراه و اجبار و در چندين روايت داستان قبول ولايت امام هشتم ( ع ) آمده است كه حضرت به صراحت مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 15 ، ص 369 ، ح 1 .
( 2 ) . همان ، ج 5 ، ص 483 ، ح 7 .
( 3 ) . همان ، ج 16 ، ص 214 ، ح 1 .
( 4 ) . همان ، ح 2 .