انجام دهد ، حجى بجاى آورد ، نمازى بخواند . اجرت در مقابل عمل است نه در برابر تنزيل و نيابت كه فعلى قلبى است . « 1 »
دليل : دليل مطلب ، متفاهم عرفى از اجاره و نيابت است و لسان روايات هم همين است زيرا تعبير ، اين است كه از طرف ميت حج بياورد يا نماز بخواند يا روزه بگيرد ، از جمله ، روايت عبدالله بن سنان در مورد حج :
قال : كنت عند أبي عبدالله ( ع ) ، إذا دخل عليه رجل فأعطاه ثلاثين ديناراً يحجّ بها عن إسماعيل ، و لم يترك شيئاً من العمرة إلى الحجّ إلا اشترط عليه ، حتي اشترط عليه أن يسعي في وادي محسر . ثمّ قال : يا هذا إذا أنت فعلت هذا كان لإسماعيل حجّة بما أنفق من ماله وكانت لك تسع حجج بما اتعبت من بدنك . « 2 »
اين روايت تقريباً صراحت دارد در اينكه اجرت در برابر عملِ حج است نه در مقابل تنزيل « 3 » . در اين باره روايات ديگرى نيز وجود دارد مانند روايات باب قضاى عبادات ديگرى كه تعبير يصلّى عنه و يصوم عنه و مانند آن دارد . « 4 »
تنها اشكالى كه مطرح است اين است كه امر اجارى ، توصلى است و قصد قربت ندارد ، و اخذ اجرت در برابر عمل عبادى هم با عباديت و اخلاص منافى است ، اين هم قبلًا از راه داعى بر داعى حل شد كه لزومى ندارد تمام دواعى طولى و عرضى شخص ، تقرب به مولى و اخلاص باشد ، بلكه كافى است كه داعى قريبِ او تقرب باشد يعنى نماز يا روزهء ميت را به قصد قربت بجا آورد ، حتى اگر داعى بعيد او اجاره و اخذ اجرت باشد ؛ امّا اجاره بر عمل عبادى محقق شده است و از اين جهت اشكالى نيست .
در تعابير متبادر و عرفى هم اينگونه است . مردم مىگويند : فلانى اجير شده است
هامش
( 1 ) نظر شيخ اعظم همين است ولى مبتلا به اشكال است . ر . ك : المكاسب ، ج 2 ، ص 144 - 145 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 163 ، ح 1 .
( 3 ) . چه تنزيل خودش به منزلهء منوب عنه در عمل ، و چه تنزيل عملش به منزلهء عمل منوب عنه .
( 4 ) . وسائل الشيعه ، ج 8 ، ص 276 - 282 .