بود و نيازى به بحث ندارد . از نظر قاعده كه بحثى ندارد زيرا اين كار ، عمل محترم است و عرف براى آن ارزش و ماليت قائل است ؛ مقتضى موجود است ، مانع هم مفقود ؛ زيرا اين كار نه امر تعبدّى است تا عباديتش با قصد اجرت منافى باشد و نه واجب است تا وجوبش با اخذ اجرت قابل جمع نباشد . از نظر نصوص و فتاوى هم ظاهراً كسى فتوى به حرمت نداده است بلكه حداكثر گفتهاند : اگر از اوّل براى تعليم قرآن شرط اجرت كند كراهت دارد و بدون شرط مكروه هم نيست و حلال خالص است .
از عبارت شيخ مفيد در مقنعه استفاده مىشود كه مطلقاً كراهت دارد زيرا فرموده است : « والتنزه عنه افضل » البته بر عالم واجب است بخشى از قرآن را به جاهل بياموزد ، مثل حمد و سوره و . . . كه اينها در بخش تعليم احكام دين داخل مىشود ، امّا فعلًا كلام در اصل تعليم قرآن - و زائد بر مقدار واجب عينى يا كفايى است - . از نظر مشهور گرفتن اجرت در برابر آن جايز است و علاوه بر دليل فوق استدلال شده به وجود اجماع بر جواز مهريه قرار دادن تعليم كل يا جزء قرآن كه لازمهاش جواز و حلّيت اخذ اجرت است . و نيز استدلال شده به برخى از روايات ، از جمله روايت فضل بن ابى قره كه مشايخ ثلاث نقل كردهاند :
قال : قلت لأبي عبدالله ( ع ) : هؤلاء يقولون : إنّ كسب المعلّم سحت ، فقال :
« كذبوا أعداء الله إنّما أرادوا أنْ لا يعلّموا القرآن ، لو أنّ المعلّم أعطاه رجل دية ولده لكان للمعلّم مباحاً » . « 1 »
البته رواياتى هم بر عدم جواز دلالت دارند ، از جمله روايت حسان معلم از امام صادق ( ع ) :
قال : سألت أبا عبدالله ( ع ) عن التعليم ، فقال :
« لاتأخذ علي التعليم أجراً . . . » . « 2 »
ولى اوّلًا روايت قبلى نصّ بر كراهت است ؛ ثانياً احتمال تقيه در روايت حسان معلم وجود دارد و قرينهاش باز روايت فضل بن ابىقره است و لذا قابل اخذ و عمل نيست .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 154 ، ح 2 .
( 2 ) . همان ، ح 1 .