تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
مىشوند ، و در آن عدّه تعين پيدا مىكند و معذلك اجماع و سيرهء قطعى بر جواز اخذ اجرت بر اين صناعات قائم است و هيچ‌كس در آن مخالفت نكرده است . حال اگر اجرت گرفتن در برابر واجب كفايى جايز باشد بحثى نيست ؛ ولى بر ملك مشهور كه جايز نيست چرا اخذ اجرت بر خصوص صناعات و واجبات نظاميه جايز است ؟ در مورد صناعات كذائى دو بحث مطرح است : 1 . اصل وجوب اين صناعات : آيا حفظ نظام واجب است يا اخلال به آن حرام است ؟ بر فرض حفظ نظام واجب باشد آيا كارها و صناعاتى كه حفظ نظامِ معاش مردم ، بر آنها متوقف است وجوب شرعى دارند ؟ وجوب آنها از باب مقدمهء واجب است و بستگى دارد به اينكه مقدمهء واجب ، داراى وجوب شرعى غيرى باشد ولى در فن اصول فقه تحقيق شده است كه مقدمهء واجب مطلقاً وجوب شرعى ندارد تا اخذ اجرت بر آن از مصاديق اخذ اجرت بر واجبات باشد . ضمن اينكه دليلى نداريم بر وجوب شرعى حفظ نظام ، آرى در بخشى از روايت تحف العقول « 1 » دربارهء صناعات بحث شده است ولى سخن از وجوب آنها نيست بلكه سخن از جواز و حليت تعليم و تعلّم آنها و عمل به آنها براى خود يا ديگران است كه سه بار به اصل جواز و حليت آنها و اخذ اجرت بر آنها تصريح شده است . افزون بر اين ، روايت مذكور مرسله است و قابل احتجاج نيست . آرى اخلال به نظام حرام است زيرا به حكم عقل قطعى ، مبغوض شارع مقدس است و ترك صناعات سبب اخلال به نظام است ولى در باب مقدمهء حرام هم دليلى ندارد كه مقدمهء حرام داراى حرمت شرعى باشد و بر فرض حرمت ، خصوص مقدمهء سببى يا جزء اخير علت تامهء حرام ، حرام است نه هر مقدمه‌اى . آنگاه بستگى دارد كه نهى از شيء مقتضى امر به ضد آن باشد حتى نهى تبعى و غيرى ، و بگوييم : چون ترك صناعت حرام است پس فعل آن واجب است تا مسأله از موارد اخذ اجرت در برابر واجب باشد . ولى در علم اصول ثابت شده است كه نه امر به شيء مقتضى نهى از ضد است به نهى شرعى مولوى ، و نه
هامش
( 1 ) . ر . ك : تحف العقول ، ص 331 ؛ وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 83 - 86 .