تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
فرد يا صنف باشد كه مايهء انس و الفت ذهن با اين فرد يا صنف مىگردد و به درجه ظهور مىرسد و ارزش پيدا مىكند ، مىگوييم چنين انصرافى جلوى اطلاق را مىگيرد ، ولى اصل آن مشكوك است و دليلى نداريم بر كثرت استعمال كلمهء غنا در غناى متعارف در زمان بنى اميه و بنى عباس . ثانياً بر فرض كه ما اصل انصراف را قبول كنيم ولى انصراف مدعاى مرحوم فيض را اثبات نمىكند ، زيرا غناى معهود كذائى قيود مختلفى دارد كه با همهء آنها در آن زمان‌ها مرسوم و رايج بوده است ؛ از قبيل حضور مردان نامحرم در مجلس زنانه مغنيه ، رقص آنها ، نوازندگى و . . . آنگاه اگر هيچ‌كدام از اين قيود نباشد و فردى به تنهايى آوازى بخواند كه نه مهيج و برانگيزانندهء شهوت باشد ، نه مضمون حرامى داشته باشد ولى ذكر و مناجات هم نباشد ، طبق ادعاى انصراف ، نبايد اين قسم حرام باشد ، در حالىكه غنا در ذكر هم نيست . يا اگر برخى از قيود باشد و برخى نباشد ، مثلًا دخول رجال بر نسا باشد ولى ساز و رقص نباشد ، باز نبايد حرام باشد ، چون فرد رايج آن زمان نيست ، در حالىكه مدعاى شما اين نيست . ثالثاً در روايت معتبر عبدالاعلى حتى غنا در كلمات خوب و مبارك و تحيت ( حيونا حيونا نحييكم ) نيز جايز نيست و اگر منصرف بود به غناى مخصوص زمان خلفاى جور ، نبايد اين قسم حرام باشد . از اينجا نتيجه مىگيريم كه اطلاقات به غناى خاصى انصراف ندارند و به اطلاقشان غناى در اذكار و ادعيه و مناجات‌ها را نيز شامل مىشوند و اينها هم حرمت دارند و چه بسا به عنوان وهن دعا و ذكر و استخفاف به آن ، حرمت مضاعف داشته باشند . 3 . از خود روايات باب استفاده مىشود كه مطلق غنا حرام نيست و تفصيل در كار است ؛ از جمله آيات و رواياتى كه روى عنوان لهو و باطل و زور تكيه دارند و مفهومشان اين است كه غناى غير لهوى حرمت ندارد . غنا در ذكر و دعا هم غير لهوى است . و شيخ اعظم به استناد همين آيات و روايات غنا را صوت لهوى مىداند ولى اين دسته از روايات مفهوم ندارند تا مفيد حصر باشند و با مطلقات معارضه كنند .