تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
تخصيص نخورده و به عموم يا اطلاق خود باقى هستند . غنا در قرآن نيز حرام است و بلكه حرمت مضاعف دارد ، زيرا سبب هتك و بىحرمتى و استخفاف قرآن و به تعبير شيخ اعظم معصيت در مقام اطاعت است . « 1 »

تبصره دوم

غنا در اذكار ، مناجات‌ها ، دعاها ، مواعظ ، حكمت‌ها ، اشعار عارفانه ، مدح اولياى الهى ، بيان فضائل و مناقب اهل بيت ( ع ) و هر كلام و شعرى كه شنونده را به ياد قيامت و بهشت و دوزخ بيندازد و از دنيا و زخارف آن جدا كند ، يعنى در برابر غناى لهوى كه حاوى مضامين فاسد و باطل و حرام و متناسب با مجالس عيش و نوش و لهو و لعب است و انسان را از ياد مبدأ و معاد دور مىسازد و به هواها و هوس‌ها و شهوات سرگرم مىكند . نظريه فيض كاشانى : فيض كاشانى در كتاب وافى مىگويد آنچه از روايات به دست مىآيد اين است كه حرمت غنا و حرمت تعليم و تعلّم آن مخصوص غناى رايج در عصر بنى اميه و بنى عباس است كه زنان مغنّيه آواز مىخواندند و . . . امّا غناهاى ديگر كه شنونده را به ياد بهشت و جنهم مىاندازد و موجب ترغيب به آخرت مىشود و انسان را به بندگى خدا سوق مىدهد مانعى ندارد . . . . دو استنباط از كلام ايشان شده است : يكى برداشت مشهور است كه ظاهر كلام فيض را ملاك قرار داده و او را در رديف مخالفان حرمت اصل غنا قرار داده‌اند و گفته‌اند فيض در اين مسأله از غزالى و امثال او پيروى كرده و براى غنا حرمت ذاتى قائل نيست و حرمت را مال مقارنات غنا مىداند . نظر عده‌اى از جمله امام راحل هم اين است كه فيض قائل به تفصيل است و غناى لهوى كذائى را حرام مىداند ، ولى غنايى را كه يادآور آخرت و قيامت باشد حلال مىداند . در واقع فيض هم مثل ساير فقهاى شيعه براى غنا حرمت ذاتى قائل است و تنها يك مورد ( غناى در ذكر و دعا و مناجات و مواعظ و حكمت‌ها ) را استثنا كرده است . در اينجا طبق اين برداشت بحث داريم و نظر
هامش
( 1 ) . المكاسب ، ج 1 ، ص 297 .