نيست و با كراهت هم مىسازد ؛ زيرا در مواردى « بأس » در كراهت و مرجوح بودن استعمال شده است . و بر فرض كه منظور ، حرمت باشد ، ولى از نظر ادبيات عرب ، در جملههاى مشتمل بر استثنا ، متكلم در مقام بيان حال مستثنامنه است ، لذا به اطلاق آن مىتوانيم استناد كنيم ، ولى در مقام بيان حال مستثنا نيست تا به اطلاق آن استناد شود . پس طرف مستثنا اجمال دارد و قدر مسلّم صورت و تمثال مجسمه و داراى جسم حيوانات است ، نه مطلق تصوير .
3 . امّا اينكه شيخ اعظم مثال زدن به خورشيد و ماه را قرينه گرفت بر ارادهء مجرد نقش . . . پاسخش اين است كه در آن دوران ، افراد خورشيدپرست ، ماهپرست ، ستارهپرست فراوان بودند و تصويرهاى اين معبودها را ايجاد كرده بودند تا پرستش كنند ؛ بديهى است كه در برابر عكس سجده نمىكردند ، بلكه در برابر جسم و هيكل آنها سجده مىكردند و براى سيارات هفت گانه مثالها و هيكلهايى ساخته بودند كه آنها را مظاهر خود سيارات ، و سيارات را مظاهر عقول مجرّدهء مدبّره مىدانستند ، لذا هيكل ساختگى خورشيد و ماه و ستاره را مىپرستند نه عكس آنها را . علاوه بر اين ، در روايات قبل هم آورديم كه مثال و تمثال ، يا ظهور در خصوص مجسّمه دارد و يا قدر متيقن خصوص مجسّمه است .
خلاصه : دلالتِ دليل بر تحريم تصوير حيوانات بدون تجسم كامل نبود ؛ بنابراين هيچ دليل معتبرى بر حرمت مجرد نقاشى كردن و ترسيم عكس و نقش حيوانات وجود ندارد . بر فرض شك هم به اصل اباحه و جواز برمىگرديم كه هم اصل اوّلى عقلى در اشياست - در برابر اصل حظر و اصل توقف - و هم اصلى عملى شرعى بعد از فحص و يأس از دليل است ؛ ضمن اينكه به عمومات و اطلاقات آيات و رواياتِ بابِ طلب رزق و باب كسب و امرار معاش به هر طريق و از هر راه - مگر راه حرام - نيز مىتوانيم استناد كنيم . نقاشى كردن يك هنر و فن است و نزد عقلا ارزش و ماليت دارد و شرعاً هم منعى نداريم ؛ بنابراين مشمول عمومات و اطلاقات مشار إليها مىباشد .
در عين حال امام راحل در تحرير احتياط مىكند و مىفرمايد : « وإن كان الأحوط تركه » كه چون مسبوق به فتوا ، بر خلاف است قطعاً احتياط مستحبى است و صد البته
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢١٩