تصوير : بر اساس سخن ابن اثير در نهايه « 1 » مقصود از صورت ، همان شكل و هيئت شيء است ، يعنى ظاهر شيء . تصوير يعنى هيئت شيء از همهء جهات - از جمله جسم داشتن . [ مقصود همان ساختن مجسمهء اشياست ] .
طبق سخن صاحب معجم مقاييس اللغه « 2 » صورت بر هيئت خلقت و آفرينش شيء اطلاق مىشود و هيئت آن ، مجسمه و پيكرهء آن است .
جوهرى هم در صحاح مىنويسد : « التصاوير التماثيل » « 3 » . يعنى تصويرها همان تمثالها هستند . يعنى تساوى كلى در صدق دارند ، خواه ترادف در معنا هم داشته باشند ، خواه نداشته باشند .
مرحوم كاشف اللثام هم مىنويسد : « المعروف كما في اللغة ترادف التماثيل والتصاوير » ؛ « 4 » بنابراين ، منظور از تصوير ، ساختن صورت و هيئت و شكل چيزى همراه با تجسم است .
حال از فرمايش امام راحل در مكاسب استفاده مىشود كه مقصود از تمثال و تصوير ، وقتى مطلق استعمال مىشود مشابه آن شيء در جميع جوانب و جهات - از جمله در جسميت است - و اطلاق آن بر تمثالِ چهره يا مقاديم بدن ، نوعى مسامحه و مجازگويى است ؛ چه اينكه اطلاق آن بر مجرد نقش و عكس در روايات و تعبيرات ، نوعى مجاز است . و گرنه متفاهم عرفى خصوص مجسمهء اشياست و آنچه كه حرام است ، مجسمهسازى است . « 5 »
در اينجا اين بحث مطرح است كه آيا خصوص مجسّمه حيوان و موجود داراى حيات و روح ، مورد نظر است يا اعم از آن ؟ يعنى آيا مجسمه نباتات و جمادات هم مورد نظر است يا نه ؟
هامش
( 1 ) . النهايه ، ابن أثير ، ج 3 ، ص 58 .
( 2 ) . معجم مقاييس اللغه ، ج 3 ، ص 320 .
( 3 ) . الصحاح ، ج 2 ، ص 717 .
( 4 ) . كشف اللثام ، ج 1 ، ص 191 .
( 5 ) . ر . ك : المكاسب المحرمه ، ج 1 ، ص 256 .