دفاع از نظريه شهيد اوّل : مرحوم آيت الله خوئى از شهيد اوّل دفاع كرده و از هر دو ايراد شيخ اعظم پاسخ داده است :
پاسخ ايراد اوّل ( شبههء اجتهاد در مقابل نص ) اين است كه دو روايت مقيد كه تفصيل دادهاند و شيخ به آنها استدلال كرده است ، از مورد بحث ما اجنبى هستند ؛ زيرا دربارهء فروش اسلحه به حاكم جور و حكومت مخالفان فرقهء حقه است و ربطى به فروش سلاح به حكومتها و دولتهاى غير اسلامى ندارد ؛ بنابراين اطلاق مفهوم صحيحهء على بن جعفر به قوّت خود باقى است و استدلال شهيد به آن بجاست .
پاسخ ايراد دوم ( تقويت كافر در برابر مسلمان كلّيت ندارد ) اين است تقويت شخص كافر از آن جهت كه انسان است محل بحث نيست ، مثل آب و غذا دادن به كافر ؛ ولى تقويت كافر از آن جهت كه كافر است قطعاً جايز نيست و شكى نيست كه فروش سلاح و در اختيار كافر گذاشتن تقويت دولتِ كفر است ، حتى در شرايط صلح يا جنگ كافر با كافر ديگر ، زيرا خوف اين امر وجود دارد كه دير يا زود كفّار متحد شوند و به جنگ مسلمانان بيايند . در اين امور مهم ، احتمال هم منجّز است و عقل منع كند ، چه رسد به مظنّه و در معرض بودن كه به طريق أولى عقل آن را اجازه نمىدهد ، مخصوصاً كه در آيهء كريمه مسلمانان امر شدهاند به آمادگى و تقويت نيروى رزمى به منظور ارعاب دشمنان دين « 1 » . ديگر اينكه فروش سلاح به كفّار و تقويت آنان نقض غرض است و قطعاً جايز نيست . بنابراين استدلال شهيد كلّيت دارد و فروش سلاح به كافر در همه حال تقويت آنان است و جايز نيست .
خود شيخ اعظم در بحث حرمت فروش سلاح به قطاع الطريق به بخشى از روايت تحف العقول ( مسألهء تقويت باطل و وهن حق ) استناد كرده است . « 2 » بنابراين فتواى شهيد اوّل قوى و مستند است و اشكال شيخ اعظم وارد نيست .
گفتنى است قول به جواز بيع اسلحه به دشمنان دين مطلقاً ( چه در حال جنگ و چه
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) : 62 .
( 2 ) . المكاسب ، ج 1 ، ص 152 .