به نظر عدهاى تحقّق فعل غير ، معتبر است و بدون آن ، توهّم اعانت است نه خود اعانت . آيت الله خوئى اين عقيده را دارد و مىفرمايد : آنچه موافق اعتبار و ملاحظات عقلى است و موارد استعمال هم آن را تأييد مىكند تقييد مفهوم اعانت به وقوع مُعان عليه ( فعل غير ) است ، و اعانت براى اين معناى خاص وضع شده است و بدون آن حقيقت نيست .
به نظر عدهاى ديگر از فقها ترتّب فعل غير معتبر نيست و همين كه شخص با قصد تحقّق ، آن مقدمات را ايجاد كرده است اعانت صدق مىكند . امام راحل هم به همين عقيده است و مىفرمايد : متفاهم عرفى از اعانت ، ايجاد مقدمهاى از مقدمات كار ديگرى به قصد تحقّق آن كار است هر چند خود آن كار محقق نشود . ايشان استناد مىكند به اينكه اگر كسى به يك دزد نردبانى بدهد به قصد اينكه وى دزدى كند ، اين كار اعانت بر ايجاد سرقت است و اگر به هر دليلى سرقت واقع نشود بر كار او اعانت صدق نمىكند . « 1 »
حقيقت اين است كه اين نمونهها از هر دو طرف قابل توجه است و هيچكدام مايهء اطمينان خاطر انسان نيست تا به موجب آن ، فقيه بتواند نظر دهد و لذا خود امام راحل در پايان مىفرمايد :
لكن مع ذلك كلّه لا يخلو الصدق من خفاء والمسأله من غموض وإن كان الصدق أظهر عرفاً . « 2 »
بنابراين على القاعده بايد بگوييم : مفهوم اعانت اجمال دارد و قدر متيقن فرض وجود علم و قصد و تربت مُعانعليه است و در غير اين صورت صدق اعانت معلوم نيست . ولى در محور چهارم ( صدق عرفى ) بايد ديد آيا از اين راه مشكل قابل حل است ؟
بررسى محور چهارم : از تعابير گروهى « 3 » استفاده مىشود كه مناط ، صدق عرفى است ،
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان ، ص 211 .
( 2 ) . المكاسب المحرمه ، ص 212 .
( 3 ) . زبدهء البيان ، ص 297 ؛ المكاسب ، ج 1 ، ص 136 ، 140 - 141 ؛ مصباح الفقاهه ، ج 1 ، ص 279 .