اصل صدق اعانت دخيل نمىداند بلكه در تنجّز حكم اعانت دخيل مىداند . « 1 »
مرحوم آيت الله خوئى هم علم را در صدق اعانت دخيل نمىداند . وى قصد را نيز معتبر نمىداند و مجرد وقوع فعل غير ، به دنبال ايجاد مقدمات آن از سوى معين را كافى مىداند . دليل مهم ايشان موارد استعمال است كه در غير مورد علم هم فراوان اطلاق شده است .
معين در لغت بر ظهير و مساعد اطلاق شده است و قيدى ندارد ؛ مثلًا مىگويند : به كمك عصا راه مىروم ، به كمك عينك مىبينم و . . . در حالىكه عصا و عينك و . . . جماد است و اصلًا شعور ندارد تا ملتفت و عالم باشد .
در قرآن هم مىفرمايد :
وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ
در حالىكه روزه و نماز فعل اختيارى مكلّف است و موجود عالم عاقل نيست ولى نماز و روزه معين هستند . و ادّعاى مجازيت در همهء موارد گزاف است ، زيرا قرينه مىطلبد . « 2 »
پاسخ حضرت امام ( رحمه الله )
امام راحل در پاسخ اين موارد مىفرمايد : مجرد استعمال ، نشانهء حقيقت بودن نيست و اين موارد از قبيل استعاره و مجاز و مانند آن است و از نظر متفاهم عرفى ، نه تنها علمْ دخيل است بلكه قصد تحقّق فعلِ غير هم دخيل است . « 3 » در محور بعدى ، كلام ايشان را بيان مىكنيم .
بررسى محور دوم : گاهى به قصد تحقّق فعل غير ، مقدمات كار او را انجام مىدهد و انگيزهاش از بيع ، مثلًا تحقّق شراب و صليب و صنم و مانند آن است ، و گاهى علم دارد كه ديگرى اين كار را خواهد كرد ، ولى به اين قصد ، مقدمه را انجام نمىدهد بلكه به دواعى و انگيزههاى ديگر انجام مىدهد ، مثلًا انگور را مىفروشد تا به پول آن برسد ؛ آيا به مجرد علم وى به تحقّق فلان كار از ديگرى - اگر مقدمه را انجام داد - اعانت غير است يا قصد مزبور هم دخيل است ؟
هامش
( 1 ) . حاشيهء المكاسب ، ج 1 ، ص 97 .
( 2 ) . مصباح الفقاهه ، ج 1 ، ص 176 - 178 .
( 3 ) . ر . ك : المكاسب المحرمه ، ج 1 ، ص 212 .