مىشود . بنابراين ، آيه از مورد بحث ما بيگانه است . « 1 »
پاسخ مرحوم امام به شبهه محقق ايروانى : امام راحل از اين شبهه نيز پاسخ متقنى داده است كه خلاصهاش از اين قرار است :
گرچه يكى از ويژگىهاى باب تفاعل جمع ميان دو نفر يا دو گروه است ولى چنين نيست كه به معناى خصوص اجتماع آن دو بر كارى باشد ، بلكه به معناى عامّ و جامعى است كه هم بر اجتماع بر كارى صادق است - مثل اجتماع بر قتل فردى - و هم بر كمك يكى به ديگرى صادق است ، كه وى معين است و مقدمات كار را انجام مىدهد و ديگرى مباشر و فاعل مستقل است . از نظر عرف هم مسألهء شريك جرم مطرح است . بلكه اغلب موارد در خارج به همين صورت است ، نه به نحو اجتماع بر كارى .
اين مطلب شواهد فراوانى دارد كه عبارت است از : نظر علمِ صرف ، يكى از معانى باب تفاعل به معناى باب افعال است مثل تَساقَطَ ، أى أسقَطَ . همچنين در جملهء قبل كه امر به تعاون بر نيكى كرده است قطعاً مقصود ، اجتماع بر نيكى نيست ، بلكه اصل كمك كردن به ديگران بر خير و نيكى است ولو به انجام مقدمات آن باشد . در جملهء مورد بحث هم به قرينهء مقابله ، نهى از تعاون بر گناه ، به معناى عام است . و نيز اهل لغت و مفسران و فقيهان ، تعاون را به معناى اعانت و كمك كردن به ديگرى براى انجام كارى گرفتهاند كه شامل انجام مقدمات كار هم مىشود .
مثال : در مصباح « 2 » و قاموس « 3 » مىخوانيم : « تعاونوا واعتونوا ، أي أعان بعضهم بعضاً » ؛ در تفسير مجمع « 4 » مىخوانيم : « أمر الله تعالي عباده بأن يعين بعضهم بعضاً على البرّ والتقوي ونهاهم أن يعيني بعضهم بعضاً علي الإثم » كه باز هم معناى عامى است و با مورد بحث ما مناسبتر است ، يعنى در صورتى كه يكى ديگرى را بر نيكى يا گناه كمك كند و مقدمات كار او را فراهم سازد . در صورت چهارم از صور مسأله دهم ( فرضى كه
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . المصباح المنير ، ج 2 ، ص 104 .
( 3 ) . القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 252 .
( 4 ) . مجمع البيان ، ج 3 و 4 ، ص 240 .